36 - او وى را
41 - + نشابور
42 - شيخ على بندار صيرفى . . .
43 - به تو بوده و از كجا
44 - اكنون چنين
46 - و عزيمت هارون و عصمت عيسى . . .
47 - احمد عربى عليهم السلام كسى را بود كه فتنه جهد ار نگاه داشت
48 - كه كسى فرا بو بكر
49 - بس فتنهآميز است
52 - ابو بكر
54 - شيخ ابو بكر پاليزوان
57 - كشيده بود
58 - فرا من گفته
59 - ابو بكر پاليزوان
60 - در آنجا در وى رفتم سلام . . .
63 - در ميان نان خوردن در وى . . .
66 - سخنان چنان در كوئى دو حجره بود يكى در ازين سخنان
67 - كه را نبپند
68 - سخنان شنود كه از هرات . . .
صفحهء 529 - 533 2 - ابو الحسين الحصرى
3 - بوده به
4 - عراق آيد
5 - نديديم
6 - و بزرگسخنتر از و لسان
7 - 9 - در طريقت و به علم تفريد و توحيد حنبلى مذهب بوده
10 - گفت وى شاگرد شبلى آيد شبلى را جزو شاگرد نبود
12 - ميراث وى برده
13 - استاد جز شبلى نبوده و در كار وى دور فرا رفته بود
14 - مثلى بينى و بينك تأليف ازلى
17 - « بود » ندارد
18 - آيد
19 - ربانى بود كه سر كار فراداند داد
21 - آدينه فى ذى الحجة المذكور .
22 - وى گفته
23 - ازعاجه
24 - و قال الصوفى . . . - وى را گفتند
26 - ثم تزورون الشيوخ
27 - ثم يقضون
28 - شيخ الاسلام گفت كه بوالحسن شهرقى سيد بوده و وى
31 - فنى فى وحده
32 - بو الحسين شمعون
34 - حصرى را و هركه را استاد ترا رنجه دارد
40 - شيخ الاسلام گفته كه ابن شمعون
42 - بن شمعون بود
43 - بوده
44 - وى گفت در سخنى
47 - و همو گويد ار سوز و وجدت نيست بارى بىعطش ارادت مبست
48 - كاز بارگاه دو تن قديمتراند بو نصر خباز
49 - بزرگ است
52 - ازيشان خاست
53 - ازيشان تازى برآورد
54 - بىقرار شد در سماع
56 - شاگردان نصر
57 - بدان كوه هرى
58 - به سلامت افتاد
60 - 62 - كاز بارگاه ابو الحسين
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 946
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٩٤٦