63 - ست و خمسين و ثلاثمائة
65 - ابو عمرو نجيد هوا شيخ الصالح الصوفى
67 - بوده كه او به آن
68 - ابو القاسم سلمهء باوردى
70 - مرا بسيار
73 - و قال
74 - رب ترك الاحسان
76 - الانس بالله الوحشة مما سواه
77 - 77 - ندارد
78 - بو بكر جنيد
79 - امام بوده بزرگ
80 - از شهر جرجرا با وى كتاب لمع است اينكه
81 - لمع سراج ترا روزى آن
82 - اما در برآن نرسيده
83 - 84 - و جنيد را در سنه اربع و ستين و ثلاثمائة برفته از دنيا شيخ عمر وى را
88 - ابن بو بكر حفيد آورده در لمع خود اين حكايت
90 - كه در چه آرزوئى
91 - و هم وى گويد
93 - شيخ الاسلام گفت بو بكر نصرى از نصر ميره بوده ليكن بشيراز نشسته سيده بوده محقق اهل غيب ديدى
95 - كه اين سخن به آخر چنان شود كه پير گفت يعنى
صفحه 511 - 515 1 - نصرى
2 - از نصر ميره بوده ليكن
3 - نشسته
7 - روزى شيخ ابو بكر نصرى مرا گفت رو
11 - بو بكر برفت و با ايشان
13 - آب از من
14 - از خجل كه اين . . .
16 - آخر فروآمديم و رفتيم . . .
17 - به يكسو باز رفت
19 - نصرى گفت
20 - مرا دهيد بخورم
22 - كه فراخ روى آنجا و احتساب زشت ايدر چه بود
24 - بهنظر علم مىنگريستم
28 - مىبپذيرد
32 - مرازى
33 - استاد شيخ سيروانى آيد
34 - گويد كه ، « وى » ندارد
35 - نزديك حمزه بودم درويشى
36 - وى كوزهء با ركوهء مىگفت
38 - قرباناتهم و لست . . . - فشهق شقة و مات
39 - مغازلى استاد سيروانى به مصر بوده
40 - كه خواستم
43 - اى اهل سراى
44 - 45 - با ما چيزى مواسا كنيد
48 - اللّه را نشناختى
50 - فمر و خلاهم
51 - + كه
54 - حنبل بود جنيد را ديده بود در حديث
55 - جعفر بن حمد بن مالك بن . . .
56 - باوردى گفت
57 - شنيدم كه مىگفت يا من . . .
61 - مات القطيعى فى ذى الحجة ببغداد
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 943
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٩٤٣