تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 919

مساهمون:

ص٩١٩
12 - در كشنامار 13 - ورپاى بىزحمت در آن وقت جنگ 15 - و گفته‌اند كه در سنه اربع و عشر 16 - گفت كه حريرى گفت كه عزيزترين خلق 18 - و عارفى كه از سروقت خود سخن گويد 19 - و مريد كه با او صحبت مىدارد به او هيچ طمع ندارد 21 - خود همه سببى 22 - و قال 23 - باستعمال الفروع بملازمة الاصول و لا سبيل . . . 25 - و قال التصوف . . . 26 - 27 - و صلح نباشد بقهر ياوند كه آن قهر سنان و تيزى است چون 28 - از بالا درآيد 33 - ندارد 34 - يا سادتى لعرفت قلبى بالنذر 35 - و رقيناه يعودات الزبر 36 - رمت سواك طائعا 37 - و قدت قميصى من دبر صفحهء 357 - 360 2 - ابو العباس عطا بن آدمى 3 - محمد بن سهل 4 - بغداديست 5 - مشايخ و از ظريفان صوفيان 7 - تفسير فراوان از اول تا آخر بر زبان 9 - صحبت داشته بود با 12 - وى را بزرگ مىداشته قال الخراز 14 - كشته شد فى ذوالقعده سنه . . . « كه » ندارد 16 - ده پسر از آن او در 20 - حلاج را قبول كرده بود آن وزير كه حلاج را بكشته بود ابو العباس را گفت 21 - كه با او نپائى سيم مردمان بازده 23 - بيرون كشيدند 25 - كشته شد رحمه اللّه 26 - سئل ابن عطا ما افضل الطاعات فقال ملاحظة . . . 27 - ابو العباس عطا گفت 28 - در دامن مر دوستان او زن 30 - يحيينى به ، « گويد يميتنى عنه ثم يحيينى به » ندارد 33 - و من العطا 35 - تموت 36 - ندارد 37 - و ان حال عن العهد اقمت على العهد 39 - الوقوف على المستحسنات 41 - بكل مليح 42 - گفت ادب آن است كه به 44 - نفس خيزى 46 - گوئى او و توفيق و عنايت او 47 - گفت كه ابو العباس الرازى 51 - يكى مرا داد و يكى وى را من آن خود را فرادادم . . . بخوريم و 53 - تا ما را فرا مركب 55 - و سر در مرقع كشيدى 57 - ياران توئيم ار چيزى به كار آيد بگو 58 - بگو گفت فردا 63 - ياويد 64 - كنيد 65 - مكنيد
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 919 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )