12 - در كشنامار
13 - ورپاى بىزحمت در آن وقت جنگ
15 - و گفتهاند كه در سنه اربع و عشر
16 - گفت كه حريرى گفت كه عزيزترين خلق
18 - و عارفى كه از سروقت خود سخن گويد
19 - و مريد كه با او صحبت مىدارد به او هيچ طمع ندارد
21 - خود همه سببى
22 - و قال
23 - باستعمال الفروع بملازمة الاصول و لا سبيل . . .
25 - و قال التصوف . . .
26 - 27 - و صلح نباشد بقهر ياوند كه آن قهر سنان و تيزى است چون
28 - از بالا درآيد
33 - ندارد
34 - يا سادتى لعرفت قلبى بالنذر
35 - و رقيناه يعودات الزبر
36 - رمت سواك طائعا
37 - و قدت قميصى من دبر
صفحهء 357 - 360 2 - ابو العباس عطا بن آدمى
3 - محمد بن سهل
4 - بغداديست
5 - مشايخ و از ظريفان صوفيان
7 - تفسير فراوان از اول تا آخر بر زبان
9 - صحبت داشته بود با
12 - وى را بزرگ مىداشته قال الخراز
14 - كشته شد فى ذوالقعده سنه . . .
« كه » ندارد
16 - ده پسر از آن او در
20 - حلاج را قبول كرده بود آن وزير كه حلاج را بكشته بود ابو العباس را گفت
21 - كه با او نپائى سيم مردمان بازده
23 - بيرون كشيدند
25 - كشته شد رحمه اللّه
26 - سئل ابن عطا ما افضل الطاعات فقال ملاحظة . . .
27 - ابو العباس عطا گفت
28 - در دامن مر دوستان او زن
30 - يحيينى به ، « گويد يميتنى عنه ثم يحيينى به » ندارد
33 - و من العطا
35 - تموت
36 - ندارد
37 - و ان حال عن العهد اقمت على العهد
39 - الوقوف على المستحسنات
41 - بكل مليح
42 - گفت ادب آن است كه به
44 - نفس خيزى
46 - گوئى او و توفيق و عنايت او
47 - گفت كه ابو العباس الرازى
51 - يكى مرا داد و يكى وى را من آن خود را فرادادم . . . بخوريم و
53 - تا ما را فرا مركب
55 - و سر در مرقع كشيدى
57 - ياران توئيم ار چيزى به كار آيد بگو
58 - بگو گفت فردا
63 - ياويد
64 - كنيد
65 - مكنيد
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 919
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٩١٩