تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 915

مساهمون:

ص٩١٥
10 - مشايخ العراقين و اجلتهم 13 - محمد بن محمد ابى الورد ابو الحسين است 14 - است صفحهء 330 - 331 1 - و يقال من الطبقة الثالثة طاهر المقدسى 2 - روحه العزيز كه 3 - مرد بزرگ بوده از شام 6 - خيرا بشام 7 - گفته او را 10 - پيغمبر 11 - آن را دانسته نيست 12 - جز تصديق و تسليم در آن نيست 14 - مصطفى گويد عليه السلام در ثنا و دعا اللّه تعالى 15 - عليك انت على نفسك ، تو به قدر . . . 16 - خداى بويد يگانه ، بىهمتا 17 - « از » ندارد 18 - « شرك » ندارد 19 - 21 - و حدث نمونه بهانه بوده هست او يگانه للبيد 23 - هو الذى است اوست خود را 27 - تا از خود نبرداختند نگفتند كه ما 29 - جز ز يكى بنماند 30 - و علل و حدث 32 - خود ز خود كه 33 - « كه » ندارد 34 - شرك بود يعنى شرك خفى 36 - آن بود كه كولى من و تو نه بى 38 - تصوف ايشانست 40 - سخن گويد يا خبرى كند نه او گوينده بود و . . . 41 - او بود كه در آن ساعت كسى آيد صفحهء 333 - 335 1 - نه دل بر تاود نه 2 - عاريت در وجود 4 - ليكن من در عبارت ترجمانم بر من كه گويم 6 - ور نيوشنده منم - نه در گوش بود 7 - ار پس آن نه منم گوينده و خود مىگويد 9 - رفت كدار تا رود و همكنان 12 - + ديدند 13 - وى خود شدند 14 - و من خود بهرهء خود شدم 15 - تا همه 17 - من منم تا وى خودم من نه منم تا وا خودم 19 - من گفتم هر سخن كه تو شنيدى 20 - وى خودان خويش و علم بقا او را كه به . . . 21 - بهانه 22 - ار نيست با وى چه بازد ؟ 25 - به خود و وى خود آن نازد 26 - كه او به خود نيستى آن از خود 28 - من خودى و اوى خودى 30 - پس بعض كل است و كل اندر 31 - گوم و جان 33 - صوفى همه اينجاست و اثر ايدر و عالم از . . . براثر 34 - آنجا جزو نيست 35 - + است 36 - پاسبان را