آن نبود كه ناگوار نبى
36 - گفته كه
37 - 37 - ندارد .
42 - در مهمانى
43 - مشغول در چيزى بود . . .
46 - جز زان كاريست كه اللّه
49 - سخن يربو يوسف مه
50 - گفته
51 - للّه
52 - و انما بمنزلة من ينصرف من السرقة
صفحه 323 - 324 2 - گفت كنيت او ابو بكر بوده است
3 - آيد
4 - مرد بزرگ است بو بكر
5 - حكايت كند كه امام توحيد محمد حسن
6 - ذو النون را گفت كه
10 - دعاى ناكرده كه . . .
11 - جززان
12 - در آب از بانگ
13 - جز ز غرق و زيادتى آب در گلو
16 - گفت آنك در سبق رفت ترا
19 - ار نه آنى كه او گفته . . .
20 - اى ليدغون من هرگز دعا نكنى ليك
22 - كه صوفيان را نه . . .
26 - از شب بر بل خفته بود و مىگفت
28 - نبودهاش بده
29 - فقط يكبار : چون كنما
31 - چبود
32 - آنى
34 - بخوانم دعوات
35 - ليكن
36 - « ايد » ندارد
37 - جز زان
38 - « رحمه اللّه » ندارد
39 - له حمد - و غيره على معناه مفهوم
صفحهء 326 1 - از مهينان عراق بوده به دينور مردى بزرگ بوده
2 - رياضاتست
4 - ابو بكر كسائى آيد من در عراق نبى
7 - بوى
8 - آنهمه فرا پيش خواست و همه بشست
10 - مسئلهها
11 - پرسيده بود بشستى گفتند كه او آن را بشست .
13 - بازارى فراسازند
14 - و سخن گفتن شيخ الاسلام گفت كه جنيد گفت كه از هزار صوفى يكى عالم بود
15 - وزين قوم دل . . .
16 - گفته
18 - شيخ ابو الخير عسقلانى گفت كه بو بكر
19 - وى قرآن خواندى مىشنيدى
صفحهء 328 2 - ابو على الجرجانى
3 - « نام وى الحسن بن على » ندارد
4 - خراسان است او .
5 - تصانيف مشهوره در
8 - وى گفته - فى الحقيقة يتعلقون و عن . . .
9 - و الطبقة الثانية ايضا محمد و احمد ابنا ابى الورد
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 914
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٩١٤