تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 914

مساهمون:

ص٩١٤
آن نبود كه ناگوار نبى 36 - گفته كه 37 - 37 - ندارد . 42 - در مهمانى 43 - مشغول در چيزى بود . . . 46 - جز زان كاريست كه اللّه 49 - سخن يربو يوسف مه 50 - گفته 51 - للّه 52 - و انما بمنزلة من ينصرف من السرقة صفحه 323 - 324 2 - گفت كنيت او ابو بكر بوده است 3 - آيد 4 - مرد بزرگ است بو بكر 5 - حكايت كند كه امام توحيد محمد حسن 6 - ذو النون را گفت كه 10 - دعاى ناكرده كه . . . 11 - جززان 12 - در آب از بانگ 13 - جز ز غرق و زيادتى آب در گلو 16 - گفت آنك در سبق رفت ترا 19 - ار نه آنى كه او گفته . . . 20 - اى ليدغون من هرگز دعا نكنى ليك 22 - كه صوفيان را نه . . . 26 - از شب بر بل خفته بود و مىگفت 28 - نبوده‌اش بده 29 - فقط يك‌بار : چون كنما 31 - چبود 32 - آنى 34 - بخوانم دعوات 35 - ليكن 36 - « ايد » ندارد 37 - جز زان 38 - « رحمه اللّه » ندارد 39 - له حمد - و غيره على معناه مفهوم صفحهء 326 1 - از مهينان عراق بوده به دينور مردى بزرگ بوده 2 - رياضاتست 4 - ابو بكر كسائى آيد من در عراق نبى 7 - بوى 8 - آن‌همه فرا پيش خواست و همه بشست 10 - مسئله‌ها 11 - پرسيده بود بشستى گفتند كه او آن را بشست . 13 - بازارى فراسازند 14 - و سخن گفتن شيخ الاسلام گفت كه جنيد گفت كه از هزار صوفى يكى عالم بود 15 - وزين قوم دل . . . 16 - گفته 18 - شيخ ابو الخير عسقلانى گفت كه بو بكر 19 - وى قرآن خواندى مىشنيدى صفحهء 328 2 - ابو على الجرجانى 3 - « نام وى الحسن بن على » ندارد 4 - خراسان است او . 5 - تصانيف مشهوره در 8 - وى گفته - فى الحقيقة يتعلقون و عن . . . 9 - و الطبقة الثانية ايضا محمد و احمد ابنا ابى الورد
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 914 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )