تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 911

مساهمون:

ص٩١١
صفحهء 301 - 303 1 - قال شيخ الاسلام 2 - « ابو الحسين » ندارد 3 - نشابور 5 - جز زيشان 9 - و به جوزجان با بو على جوزجانى 11 - جنيد را ديده‌وريم و . . . 12 - حريرى 15 - بو بكر زفاف و بو على 17 - بسيار داشته و ثقه بود . . . 18 - پيغمبر 22 - مىرفت در تنگى پلى 23 - بو عبد الله وى را گفت 24 - « تو فراپيش رو بو عبد الله خفيف گفت » ندارد 26 - گفت تو جنيد را ديده‌اى و من نديده‌ام 28 - + را 30 - على بن بندار گفته است 31 - تطلب 32 - « كه » ندارد . 34 - سه روز به من 35 - ابن جوجا 36 - فضيله ترا از 41 - به هيچ نياوند مرضت فلم تعد فى الخبر 44 - انشدنا لنفسه 49 - رهى را از دست رهى بربايد 50 - رهى قوم نمايد 52 - ديدن بياسايد آنكه حقيقت رود رهى باز 54 - هرچه ازين رهىها نمىكاهد از حقيقت نمىفزايد 56 - فرود آمد 58 - يكى را ديده ور بهانه‌ايد يكى در حقيقت 59 - « كه » ندارد 61 - گفته 63 - من با اين حكايت بساختم ، « وى را » ندارد 64 - 65 - داشت نام محمد بن نجيب عزيز بود صفحهء 305 - 308 1 - جعفر بن المبرقع 7 - گفت در باديه زنگى 8 - هرگاه كه كردى سفيد گشتى 10 - صفت او جر گردد 11 - توفى وليد بن عبد الله 15 - اصل او از بلخ بود او را از بلخ بىگناه 21 - گفت الله اكبر الله اكبر و رضوان الله اكبر 22 - به سمرقند رسيد وفات وى آنجا بود فى سنه . . . 24 - + بلخ بوده 26 - واسطى گويد و او خود از هيچ‌كس چيز نگويد 27 - سخن خود دارد اندك حكايت كند اين 28 - + كه 32 - همه زشتىها زشت شود استقامت است 33 - گفت سخن نيكو گفت 34 - مصطفى را عليه السلام كه مرا وصيتى كن قل آمنت 36 - و من الطبقة الثالثة منهم 37 - ترمدى