تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 906

مساهمون:

ص٩٠٦
42 - عبد اللّه حاضر خال حسين رازى است و از 43 - + بوده 44 - « بوده » ندارد 45 - رازى گويد 46 - عبد الله حاضر به نزديك 48 - به خانه مىروم مىخواهم كه مرا وصيتى كنى 49 - گفت نبديرى . گفتم مكر پذيرم 50 - 50 - گفت نبديرى گفتم مكر پذيرم گفت دانم كه نبذيرى گفتم بوك بذيرم 51 - برو و گفت خويش 52 - 53 - و هرچه از ذو النون نوشته‌اى فرو دجله گذار بينديشيدم مرا از دل برنمىآمد گفتم بينديشيدم درين آن شب از انديشه مرا خواب نبرد و مرا از دل برنيامد ديگر روز وى را گفتم . 55 - گفتم مرا چيزى ديگر گوى گفت هم نبذيرى گفتم پذيرم 57 - ذو النون رحمه الله ديده‌ام 59 - گفت گفتم بينديشيدم از همه كه مىانديشيدم اين . . . 60 - از گفت پيشينه رفتم 62 - گفتم نبذيرى گفت آخر ترا از آن بد نيست 63 - بگو 64 - مخوان كه با وى مىخوانم و چنان كن كه الله تعالى هميشه در ياد تو بود برو همين 66 - تر باشد و هركجا كه شوى گذر تو بر من بود قال الله تعالى و از كروا الله كثيرا 67 - « الآية » ندارد . صفحه 272 - 273 3 - و قالوا سمنون بن عبد الله ابو لحسين الخواص 6 - ننگريستى سمنون المحب گويند وى را يگانه است 8 - و با محمد بن على القصاب و ابو احمد القلانسى و 10 - عراق بود پس جنيد برفت از دنيا 11 - سمنون گويد محبت رهى صافى 13 - و انشدنا 14 - يهون لو بعثوا 15 - لو حلف . بيت سوم را ندارد 17 - « ثلث » ندارد 18 - يلثوا 19 - « قدس الله روحه » ندارد 20 - و ران خود را بدريده 21 - مىرفت وافر تا آنگاه 23 - فاغث 25 - در جوانى 27 - گفت از وى وى گفت با كه ؟ 31 - گفت ازين گذشت 33 - گفت ار اين نبود 35 - « كه » ندارد 36 - لسمنون 37 - عليا 38 - ندارد 41 - ندارد 42 - فلما الفينا . . . فمن له بقلبى 43 - قيادى فؤادى قد دل فى الحب صعبى 44 - ندارد 47 - الود عنى معلقا برجاك
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 906 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )