تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 892

مساهمون:

ص٨٩٢
بو العباس عطا . گفته‌هاى اين چهار تن پس و پيش آمده است 49 - ندارد 50 - 51 - گفت كه خراز با اشارت او 52 - و قواى باصولت 54 - پرسيدند كه ترا 57 - + كه 58 - ازو محجوب بود 59 - خراز به مصر شد در محبت صوفيان 61 - خراز مىگويد كه مردمى به نهايت 62 - او كنند تا در آن . . . تا به باكم نكرد 63 - نوشت 64 - به ابو سعيد خراز به مصر 65 - تا تو اندر برفتى در صوفيان عداوت و نقار پديد 67 - كه از رشك 69 - بو الحسين مزين گفت كه 71 - گفت اين نه آنى 72 - تعاز نه جنگرى 73 - گويند كه آنى كه يكديگر را گويند كن 72 - « بماند » ندارد + و انشدنا للخراز 75 - بيت دوم را ندارد . 76 - و الحق يمنعنى عن هذا و من ذاكا 78 - اذا ناديت اياكا 79 - « قدس الله روحه » ندارد 80 - و جنيد گفتند نه علميست . صفحهء 187 - 188 1 - كنيت او ابو عمر است مردى . . . 3 - ابو العباس 4 - برآمد كه بو عمرو حماد قرشى نديده‌ام 5 - به در سراى وى شدم او نبود . . . 6 - چند روز برآمده بود كه 7 - چيزى نداشته بود 9 - « بود » ندارد 10 - به چيز بداد و درآورد پيش قوم 13 - نه بديرفت 14 - + بيرون 15 - مقنع من 17 - « كه » ندارد 19 - خواند 20 - بگوى 24 - جواب آن بود از آن نبذيرفتم 26 - بو بكر نصر قبانى مرا گفت كه بو بكر اكاف گفت كه فقر مه . . . 27 - لا فى الفقر و لا فى الغناء 28 - بو عمرو مروزى بود ازين طايفه . . . 29 - گفتند ما بر چه فراهم 31 - از بشريت 32 - دوست‌تر دارم كه بر آب روم 35 - شق الذيل من سبحان الطرب و شق البيت صفحهء 190 - 193 1 - و من طبقة الثانية ابو الحسين النورى قدس سره 2 - و گويند كه محمد بن محمد و اين درست‌ترست 3 - ابن الينوى 6 - « بود » ندارد 7 - + كه 8 - طريقت و نيكوسخن سخن‌تر ازو 11 - نورى مصاحب كرده بود 12 - محمد بن على القصاب و احمد بن الحوارى ديده و . . .