بو العباس عطا . گفتههاى اين چهار تن پس و پيش آمده است
49 - ندارد
50 - 51 - گفت كه خراز با اشارت او
52 - و قواى باصولت
54 - پرسيدند كه ترا
57 - + كه
58 - ازو محجوب بود
59 - خراز به مصر شد در محبت صوفيان
61 - خراز مىگويد كه مردمى به نهايت
62 - او كنند تا در آن . . . تا به باكم نكرد
63 - نوشت
64 - به ابو سعيد خراز به مصر
65 - تا تو اندر برفتى در صوفيان عداوت و نقار پديد
67 - كه از رشك
69 - بو الحسين مزين گفت كه
71 - گفت اين نه آنى
72 - تعاز نه جنگرى
73 - گويند كه آنى كه يكديگر را گويند كن
72 - « بماند » ندارد + و انشدنا للخراز
75 - بيت دوم را ندارد .
76 - و الحق يمنعنى عن هذا و من ذاكا
78 - اذا ناديت اياكا
79 - « قدس الله روحه » ندارد
80 - و جنيد گفتند نه علميست .
صفحهء 187 - 188 1 - كنيت او ابو عمر است مردى . . .
3 - ابو العباس
4 - برآمد كه بو عمرو حماد قرشى نديدهام
5 - به در سراى وى شدم او نبود . . .
6 - چند روز برآمده بود كه
7 - چيزى نداشته بود
9 - « بود » ندارد
10 - به چيز بداد و درآورد پيش قوم
13 - نه بديرفت
14 - + بيرون
15 - مقنع من
17 - « كه » ندارد
19 - خواند
20 - بگوى
24 - جواب آن بود از آن نبذيرفتم
26 - بو بكر نصر قبانى مرا گفت كه بو بكر اكاف گفت كه فقر مه . . .
27 - لا فى الفقر و لا فى الغناء
28 - بو عمرو مروزى بود ازين طايفه . . .
29 - گفتند ما بر چه فراهم
31 - از بشريت
32 - دوستتر دارم كه بر آب روم
35 - شق الذيل من سبحان الطرب و شق البيت
صفحهء 190 - 193 1 - و من طبقة الثانية ابو الحسين النورى قدس سره
2 - و گويند كه محمد بن محمد و اين درستترست
3 - ابن الينوى
6 - « بود » ندارد
7 - + كه
8 - طريقت و نيكوسخن سخنتر ازو
11 - نورى مصاحب كرده بود
12 - محمد بن على القصاب و احمد بن الحوارى ديده و . . .
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 892
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٨٩٢