با ايشان نسبت افكند » دوستى دوستان اللّه ، دوستى اللّه است ، معنى « المرء مع من احب » همين است 85 .
اهميت اين موضوع نزد خواجه عبد اللّه تا آنجاست كه مريدان خويش را به ياد گرفتن سخنى از هر پيرى ، و كمتر از آن ، ياد داشتن نام پيران وصيت مىكند و چنين كارى را موجب بهرهمندى آنان مىداند 86 . و بالاخره همه نكتهها در اين نكته جمع است كه درين طريق استاد و پير درمىبايد ، كه مرد بىپدر چنان سندره و لا يفلح نبود كه بىاستاد و پير 87 .
ب - حرمت و خدمت ياران
يكى ديگر از آدابهاى مهم صوفيه خدمت ياران و حرمت داشت آنان است . اين امور نيز در طريقت از واجبات شمرده شده است « بايد كه خدمت ياران خود بر خود واجب دانى و در خدمت مقصود بينى نه مخدوم » 88 . گذشته از ديدن مقصود در خدمت و ناديدن مخدوم كه اساس خدمت كردن است ، از نظر روابط و مناسبات اجتماعى نيز پيامدهاى خدمت قابل توجه و درخور بررسى است . خواجه عبد اللّه انصارى مريدان خويش را به رعايت سه چيز وصيت كرده است : « سه چيز ياد داريد كه همه درين سه برآيد : « در صحبت معلوم نبايد و رستى نبايد و خدمت بايد كه معلوم داشتن خيانت است و رستى صحبت تباه كند و خدمت ناكردن سود نكند و در زيارت دربندت » 89 . تمامى اهميت خدمت و حرمت در اين جمله خلاصه شده است :
« يكديگر را به ناز داريد كه آنكه شما را مىبايد هم از شما ببايد ، ميان اينان وسيله و ترجمان هم ايناناند ، يعنى اين طايفه » 90 .
ج - تربيت مريدان
از يك نظر طبقات الصوفية كتابيست كه غرض از آن ارشاد و تربيت مريدان