كرامت است ولى خواجه عبد اللّه نه تنها بو بكر كفشيرى را سخت نكوهش مىكند بلكه چنين كارى را در تصوف « بيغار » مىداند . كرامات آنست كه در باطن پديد آيد ، كرامات ظاهر از مكر و غرور ايمن نيست 69 .
7 - سماع
در تاريخ تصوف سماع جنجالىترين موضوعها بوده است . نه تنها اهل ظاهر با آن به مخالفت پرداختهاند بلكه در ميان مشايخ صوفيه نيز مخالفانى داشته است . برخى براى آن شرايطى قائل شدهاند ، و بعضى ديگر سماع را براى گروهى روا و براى گروه ديگر ناروا دانستهاند . داستانهاى بسيارى از مشايخ و مريدان كه در سماع مرغ روحشان از قفس تن پريده است در طبقات الصوفية آمده است و براساس اطلاعات اين كتاب ذو النون ، فضيل عياض ، ابو سعيد خراز ، شبلى ، نورى ، دراج ، ابو بكر اشنانى و ابو القاسم سايح از جمله مشايخىاند كه در سماع برفتهاند 70 .
خواجه عبد اللّه انصارى نيز سماع را از جهت « مستمع » بررسى و طبقهبندى كرده است . سماع مستمع « نفسانى » نارواست و در اين مورد نظر او با كوفيان يكى است . سماع مستمع « روحانى » رواست و درين مورد با مدنيان موافق است ؛ و به صورت كلى از نظر او « ار مرد به او ايستد همه گويندگان راست گفت ، ار مرد به خود ايستد سماع وى را فسق است » 71 . خواجه عبد اللّه سماع را مزامير قدس در مقاصير انس با الحان توحيد در رياض تمجيد و مطربان مثانى مىخواند 72 و آن را اشارت مىداند . هرگاه اين اشارت با « ديدار » همراه شود « عجيب نبود كه دل را در آن طاقت نبود و مرد را به آن توان نبود . مردى كه گوش فازو بود و ديده فازو بود ، چه جاى طاقت و هوش بود ؟ » چنين سماعى غذا و زندگانى عارف است 73 .
چنان كه از اشارات جامع مقامات و نفحات برمىآيد پير هرات در روزهاى نبادان اولين بار سماع كرده است 74 . در طبقات الصوفية دربارهى سماع خود گفته است : « هرگز عبد اللّه سماع نكرد در نشان و صفات صريح مگر در نكته و اشارتى