مىتوانستند بود » 64 « علم بىعين هذيان است و عين بىوجود بهتان » 65 .
6 - صوفى و كرامات
يكى از موضوعات و مسائل عمدهاى كه در تاريخ تصوف مورد بحث و نظر بوده است « كرامت » است . بسيارى از مشايخ در طبقات الصوفية و در متنهاى ديگر عرفانى به صفت « صاحب كرامات » ستوده شدهاند ، بااينهمه ، پير هرات بهطور كلى با آنچه كه كرامت ناميده مىشود موافق نيست ؛ على الخصوص كه اظهار كرامات براى جلب قبول و پسند ديگران باشد . ابو الخير تيناتى بر آب يا هوا رفتن را نوعى بدعت مىشمارد ، و پير هرات آنانى را كه قصدشان از اظهار كرامات قبول ديگران است مغرور ، و كسانى را كه اينگونه كرامات را مىخرند ، اگرچه در ظاهر بانگ سگ نمىكنند ، « سگ » مىخواند . بهنظر او كرامات چيزى است كه زهاد و ابدال را خوش مىآيد 66 صوفى از كرامات برگذشته است . همان اندازه كه ميان معرفت و راه و روش زاهدانه با معرفت و راه و روش عارفانه تفاوت است ، ميان آنكه دربند فروش كرامات است و آنكه كرامات را رد مىكند تفاوت وجود دارد . « حقيقت » كرامات نيست وراى كرامات است ، صوفى و عارف مه از كرامات بل كرامات كراماتاند 67 .
دليل اساسى مخالفت پير هرات با كرامات ترس از غرور و مكر و احتمال انحراف و بيرون آمدن از « حقيقت » است . از ديد او « كرامت » عطائى است مانند عطاياى ديگر خدا ، هركس به هر عطائى پايبند شود و بر آن متوقف ، خداوند او را با همان عطا باز مىگذارد ؛ و اين خطرى عظيم است درين راه . صوفى از عطاها معطى و از كرامات مكرم را مىپسندد و غير از او به هيچچيز دلمشغول و خوشدل نمىشود . كرامات نثار حق است بر ايام عارفان 68 .
بو بكر كفشيرى وقتى در تيه بنى اسرائيل نان پرآزده و باقلى آرزو كرد ، همان دم آواز باقلىفروش را شنيد كه براى او باقلى آورد . چنين چيزى نزد ديگران