تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
استعدادي كه باشند ، بيك محمود ذاتي يا واجب الوجود تعلّق ميگيرد ؛ وهر حمدى در هر مرتبه از قوّه وفعل وجودي ؛ سير خود را در مسير نيل بحمود الهى مىپيمايد ، وحتّى شايد بهتر اينست كه بگوييم : حمد ذاتي حضرت حقتعالى بر ذات خود ، عين حقايق جميع محامد در عوالم وجودي نسبت بذات محمود حقيقي يا خداوند تعالى است ؛ النّهايه ، چون هر وجود ممكنى ، حقيقت وجود خود را از مبدء الهى واجب الوجود يافته ونيز در مسير استكمالى خود در جهت مبدء صدور خويش متحرّك است وطبق آيهء وافى هدايهء :
« يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً ، فَمُلاقِيهِ »
سرانجام بمبدء صدور خود پيوسته واز نداى
« لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ؟ »
پاسخ :
« لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ »
ميشنوند ؛ ويا همهء آنان بدان ندا جواب مزبور را ميدهند ؛ وبصدق كريمهء :
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
و
« كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ »
و
إِنَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ
جميع محامد از هر حامدى كه صادر گردد ، بمصدر يا محمود حقيقي متعلّق گرديده ومانند اينستكه كه در دار وجود ديّارى جز محمود أزلي وأبدى نيست ، كه بزبان خود در جميع مراتب وشؤون خويش بمحمدت ذات خود پرداخته وتهمت كثرت محامد را از باب اعلام وجود خلقي وامكاني بدانها منسوب نموده است .

« وحدت حقّهء وجود ، ودلالت آن بر وحدت حقّهء حمد وحامد ومحمود »

اين مبحث را در دو بخش مورد تحقيق قرار ميدهيم .

1 - وحدت حقّهء وجود :

حكماى فهلوى يا متألّهان إيراني پيش از اسلام كه به « خسروانيّون » نيز معروف بوده‌اند ، وجود را حقيقتي داراى تشكيك وذو مراتب دانسته واين نظريّه مبتنى بر عقيدهء اسلاف آنان است كه بضعف وقوّت در مراتب وتقدّم وتأخّر وفقر وغنى ونقص وكمال وجود عقيدة داشته‌اند والبتّه هريك از مراتب مزبور در نفس خود شديد وضعيف ومتأخّر ومتقدّم وناقص وكامل ميباشند ونه اينكه اين أوصاف بر وجود عارض گرديده باشد . بنابراين ، تقدّم وتأخّر ونقص وكمال وصفاتى از اين قبيل ، ذاتي هر مرتبه بوده وبمثابهء تقدّم زماني است كه بنفس زمان متقدّم است ونه بچيزى ديگر . پس اگر تقدّم
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 674 | غلامحسين رضانژاد