تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
در حديث با حمد شروع شود ، حاجتي بذكر تسبيح نيست ؛ ودر صورتيكه با تسبيح آغاز گردد ، از آوردن حمد بدنبال آن بىنياز نخواهيم بود ، ودر نتيجة تقدّم تسبيح بر تحميد ، دليلي بر أرجح وأفضل بودن آن نسبت بحمدله نخواهد بود ؛ ولذا حضرت حقتعالى كلمهء الحمد را با لام اختصاص بخود نسبت داد ، وفرمود :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
در حاليكه سبحان اللّه چنين نيست . پس تسبيح در تحميد نيز هست ؛ امّا در تسبيح تنها تحميدى وجود ندارد ، ولذا دايرهء شمول حمدله فراگيرتر از تسبيح ميباشد وجمع ايندو بأهم غايت ستايش وثناء وسپاس ومدح حضرت حقتعالى است . در جواهر التّفسير آمده است كه در بني إسرائيل عابدى منقطع از دنيا بود كه همهء عمر خود را بعبادت ورياضت بسر ميبرد ؛ بطوريكه حضرت جبرائيل نيز آرزومند ديدارش بود ؛ تا اينكه از خداوند تعالى بجبرئيل امر شد كه نام آن عابد را در لوح محفوظ درنگر ، تا أو را از واردان در قعر دوزخ يأبى ؛ وچون جبرئيل بديدار عابد رفت واز عاقبت أو در قعر جهنّم بدو خبر داد ؛ آن عابد بدون درنگ گفت : « الحمد للّه » كه اگر از مقرّبان نيستم ، وبهشت را نمىشايم ؛ از هيزم وهيمهء دوزخ أو بوده ولايق دركات دار البوار خداوندم . بنده را با انتخاب بهشت ودوزخ چكار ، وبگاه خواهش وارادهء خداوندى مرا با خواهش وارادهء خود چه اختيار ؛ أو مالك ملك است ومن مملوك وبندهء أو ، هرچه با من كند خود داند ومرا جز خواست خداوندى انتخاب وخواستى نيست . سپس بجبرائيل در مقام امين وحى الهى فرمان رسيد كه باز در لوح درنگر وچون درنگريست ، نام عابد را در صحيفهء سعادتمندان ديد ومتعجّب گشت . ندا رسيد :
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ »
پس بعلّت گفتن الحمد للّه نام عابد را از تيره‌بختان مندرج در لوح محفوظ محو كردم وآنرا در رديف سعادتمندان اثبات نمودم ، زيرا آن عابد بقضاى من رضا داده ومرا با گفتن حمدله بجميع محامد أزلي وأبدى ستود ، ودر زمرهء خوشبختان قرار گرفت . شيخ كبير مؤيد الدّين جندي فرمايد كه علم بچيزى كه مورد احاطهء عقل نيست وعجز انسان در دانستن آن آشكار ميباشد ؛ خود گونه‌اى از علم بوده و « ألعجز عن درك الإدراك ، إدراك » ولذا حمد مطلق ومطلق حمد ، جز از طريق اطلاق در معرفت در نيايد ، چه هر حمدى كه بقيد واضافه‌اى مقيّد گردد ، از اطلاقيّت جدا مانده ومطلوب الهى نيست ؛ زيرا در حمد ، اطلاق محض ومحض اطلاق مطلوبست ودر اينصورت حمد از
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 664 | غلامحسين رضانژاد