تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
حاجات خود نپرداخته وبحوائج بندگان پردازد ؛ پس ثابت ميشود كه منعم ومحسن بودن ذات حقّ تمام نخواهد بود مگر به تنزّه از نقايص وآفات واز همين نكته به اثبات ميرسد كه ابتداى فاتحه الكتاب بحمدله شايسته‌تر وأولى از آوردن سبحان اللّه ميباشد . امّا لغت تسبيح « 1 » از « سبح يسبح سبحا » آمده وبمعناى سريان يافتن در آب‌وهوا بنحو انبساط وتصرّف مرد در أمر معاش خود وحركت تند أفلاك وفراغت يافتن از أمور وپراكنده شدن قومي در روى زمين ونيز سبحان اللّه گفتن وكارى را وسعت يا كشش دادن وسيلان آب بر روى زمين وشناور شدن در آب‌وهوا وحركت كشتى در دريا وتنزيه حضرت حقتعالى از هر صفات خلقي وأمور سلبى وعدمي آمده وبمعناى اسم مصدر ومنصوب بودن هميشگى وتصريف ناپذيرى استعمال شده است . برخى گويند كه سبحان مصدري است نكره كه باسمي از أسماء جلالهء خداوندى اضافه گرديده وبدينوسيله معرفه ميشود ، وبيشتر باسم جامع اللّه اضافه شده ودر اينصورت در مواردى خاصّ بمعنى تعجّب استعمال ميشود ، ولباس پوستى ودانه‌هاى كشيده شده در رشته‌اى بتعداد معيّن را سبحه نامند وعلاوه‌براين ، كلمهء سبحه بمعانى دعا وصلات يا نماز تطوّع ونوافل بكار رفته وجمع آن سبحات است كه بمواضع سجود وأنوار وجه اللّه هم استعمال شده است ؛ وتسبيح اسم مصدر واز باب تفعيل بوده وبر أذان نيمه‌شب براي بيدار كردن شب‌زنده‌داران اطلاق گرديده ولذا اسم فاعل آن مسبّح است ، يعنى تسبيح‌گزار وتسبيح‌گو ، ودر كريمهء قرآني آمده است :
فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ، لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
يعنى اگر يونس كه از مرسلين است از نمازگزاران وتسبيح‌گويان حضرت حقتعالى نبود ، هرآينه تا روز قيامت در شكم ما هي ميماند ، ودر مواردى بسيار از آيات قرآني بمعنى نمازگزار آمده ، مانند :
« وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ »
كه پس از
« فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ »
آمده است . آرى ، طبق كريمهء
« ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ » *
شناخت قدر الهى از حيطهء توان ومعرفت بشرى بيرون بوده وإحصاء نعم واحسان أو نيز از حدّ دانش وشمارش انسان خارج است ؛ بنابراين ، سپاس وحمد أو را هم نميتوان بزبان وقلب وأركان ، آنهم بدانگونه كه
هامش
( 1 ) - بنقل از كتاب « لطايف حكمت وعرفان در روابط خدا وانسان » تأليف غلامحسين رضانژاد « نوشين » از انتشارات الزّهراء سال 1381 شمسي .