تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩

فصل دوّم تحقيق كلامي در الحمد للّه

بايد دانست كه لام در ابتداى اسم اللّه بصورت مكسور بوده وبوجوهى قابل حمل است : اوّل اختصاص لايق ، مانند زنگ مدرسه كه بصورت اضافهء اختصاصى است . دوّم مانند اضافهء مالكيّت ، چون خانهء زيد وباغ عمرو . سوّم قدرت واستيلاء نظير كشور پادشاه ؛ بنابراين ، اگر آنرا بر وجه اختصاص لايق بگيريم ، معلوم است كه حمد جز بذات حقتعالى ، لايق كسى ديگر نيست ؛ زيرا غايت عظمت ونهايت جلال خداوندى وكثرت احسان وفضل أو مقتضى است كه جنس حمد برحسب اختصاص ، لايق ذات بىزوال أو باشد ونه هيچ كس ديگر ؛ واگر لام للّه را بمعناى مالكيّت بدانيم ، مسلّم است كه مالك كلّ في الكلّ بوده وواجب خواهد آمد كه هر مملوكى در حمد مالك حقيقي خود مشتغل باشد ، واگر لام مزبور را بمعناى قدرت واستيلاء شناسيم ، معلوم است كه ذات أو واجب الوجود بوده وديگران از أمر تا خلق واز ملك تا ملكوت ممكن الوجودند ودر قدرت واجب در خلق وإفناء واماته واحياء ، واستيلاء وسلطه وحكومت أو ترديدى روا نيست ؛ ودر نتيجة الحمد للّه يعنى اينكه حمد ، باختصاص ولياقت وملكيّت وقدرت واستيلاء وسلطهء بر ممكنات ، خاصّ حضرت حقتعالى وتقدّس بوده وترديدى در آن جايز نخواهد بود . از سوى ديگرى فخر رازي در تفسير كبير خود گويد : الحمد للّه هشت حرف است كه با هشت باب بهشت برابر بوده ، وهركس از صفاى دل وضمير وباطن خود ، آنها را بر زبان آورد ، مستحقّ أبواب هشتگانهء بهشت خواهد گرديد ؛ وبهروجه آنگاه كه جنس وحقيقت حمد ، خاصّ حضرت حقّ باشد ؛ پس معنى اين حديث كه :
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 649 | غلامحسين رضانژاد