تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
لفظ ومعنى متقاربند ؛ بجز اينكه حمد بطور عرف بر افعال حسنه واختياري است ومدح اختصاصى بدان نداشته وبر موارد ديگر نيز قابل كاربرد است ، واز سوى ديگر تحقّق حمد پس از انعام واحسان ميباشد ومدح ، هم قبل وهم بعد از آن صورت‌پذير بوده وفرق ديگر ايندو در قبح مدح وحسن حمد است ؛ زيرا در مدح حديث : « احثوا التّراب في وجوه المدّاحين » ويا « إحسئوا التّراب » آمده ، در صورتيكه در حمد وارد است كه : « من لم يحمد النّاس لم يحمد اللّه » ونيز حمد عبارت از ثنا گفتن به منعم وجميل اختياري است ومدح بر جميل بطور مطلق ، وبهترين جمله در فرق ايندو اينستكه ، در حمد بطور مثال گويند : « حمدت زيدا على علمه » ونگويند : « على حسنه » در صورتيكه در مدح چنين نبوده وهركسى را بحسن أو نيز ميتوان ستود ؛ ليكن ، شكر عبارتست از بزرگداشت منعم به اعتراف نعمت واصلهء أو بشاكر ، كه بوسيلهء قول وفعل واعتقاد تحقّق مىيابد ولذا بزبان وعمل بأركان وظهور أمور قبلي واعتقادي وباطني صورت‌پذير است ، ودر نتيجة شكر اعمّ از مدح وحمد بوده وصرفا بوسيلهء وصول نعمت واحسان ميباشد ؛ وبا ملاحظهء اين فرق وجمع ، بايد دانستكه بدون شكّ وترديد ، حمد أفضل وأرجح بر مدح وشكر بوده وشكر نيز بر مدح فضيلت ورجحان دارد ؛ ونكتهء ديگر اينكه حمد اوّلا بوسيلهء زبان محقّق است وثانيا با قلب وجوارح ؛ زيرا نطق وزبان باظهار ما في القلب وغير از آن هم ميباشد ، در حاليكه حمد قلبي را ظهورى در آشكارا نبوده وعمل بأركان هم احتمال خدشه‌هايى بسيار دارد ، ودر حمد ، أسرارى موجود است كه در مدح وجود نداشته ودر شكر نيز كمتر موجود است ، ودر وجه اشتقاق حمد گويند كه حمد از « حمده » مأخوذ بوده وحمده هم آوازيست كه از اشتعال آتش شنيده ميشود ، ووجه تسميهء آن بر ثناء گفتن حقّ بلحاظ اشتعال محبّت محمود در دل حامد بسبب انعام واحسان اوست ؛ وبرخى هم آنرا مشتقّ از « حمادى » دانند كه بمعناى عاقبت بوده وچون خداوند مرجع وغايت كلّ ستايش وثناى بندگان است ؛ بنابراين ، حمد هم بايد تنها بدو تعلّق يابد كه غايت الغايات ومنتهى النّهايات ميباشد واز جانب ديگر نيز بايد دانست كه حمد هم غايت ونهايت مرتبهء كمال حامد است ، بويژه كه بر وجه أكمل ويا بدرجات كمالى خود رسد ؛ زيرا اگرچه نعمت وجمال نيكوست ؛ ليكن ديدار محمود وجميل نيكوتر از آنست ، ودر بعض كتب مانند بصائر الدّرجات ؛ حمد را بمعناى امر ويا متعلّق بدان دانسته وبدين كريمه استناد كرده وگفته‌اند :
« فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ »
يعنى بأمر ربّك ، و