تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
ويرا در ميان بستن ، تا امروز بنعمت در افزايد وفردا ببهشت رساند وبدين معنى رسول خدا ( ص ) فرمود : « اوّل من يدعى إلى الجنّة الحمّادون للّه على كلّ حال » اين عاقبت آنكس است كه حمد وى بر ديدار نعمت بود . امّا آن‌كس كه حمد وى بر ديدار منعم باشد ؛ . . . يكى ديد ويكى شنيد وبيكى رسيد . اين جوانمرد ، اوّل نشانى يافت وبيدل شد ؛ پس بار يافت وهمه دل شد ، سپس دوست ديد وبر سر دل شد » . بارى ، حمد عبارت از بيان كبريا وجلال عظمت حضرت حقتعالى بوده ، وبزبان وبدل وبدست تحقّق مىيابد ؛ وحتما بايد باختيار حامد وصادر از شخص مختار باشد ؛ وبرخى عمل بأركان واعتقاد بقلب را در حمد معتبر ندانسته‌اند ؛ وبعبارت ديگر همان شكر لغوى را عين حمد دانند ، وأصل أصيل در حمد ، فعل يا لغتى است كه مشعر به تعظيم منعم بوده وصوفيّه زبان حمد را بر سه‌گونه دانسته وگويند : زبان حمد يا انساني است ويا روحاني ويا ربّانى ؛ وزبان انساني همان حمد عوام است كه شكر وستايش وسپاس حقّ را با زبان خود گويند ، وباعتقاد قلبي درآورند ؛ وزبان روحاني ويژهء خواصّ است كه براي اسرار ورموز خلقت ولطايف آن بذكر قلبي پردازند ، وسه ديگر زبان خواصّ يا عارفان ميباشد ؛ كه حركت سرّ وباطن آنان ، بقصد شكر حقّ وپس از ادراك لطائف وغرائب معارف بوده وغير از موارد مزبور ، حمد ديگرى موصوف بحالي وجود دارد كه برحسب روح وقلب است وحامد در اينصورت متّصف بكمالات علمي وعملي وتخلّق باخلاق الهى ميباشد وعلاوة بر اقسام ياد شده ؛ حمد قولي وعرفى وفعلى هم قابل تحقيق است كه سيّد شريف جرجانى از آنها در كتاب تعريفات خود مورد بحث قرار داده وگويد : حمد قولي بزبان حامد است وعرفى نيز يا بزبان است ويا بأركان وفعلى هم انجام دادن افعال بدني در جهت خشنودى منعم حقيقي ميباشد . امّا علاوه‌بر اختياري بودن حمد از حامد ؛ لازم بتذكّر است كه چون حضرت حقتعالى انعام واحسان خود را بر مخلوقات وبندگانش برحسب اختيار ميكند ونه بر وجه ايجاب ؛ حمد حامد نيز بايد در كمال اختيار صورت بندد واز حامد مختار صادر گردد ، تا حقيقت حمد از أو تحقّق يافته ومقبول خداوند متعال شود ؛ ونكتهء ديگر در فرق حمد ومدح وشكر كه واعظ كاشفي در جواهر التّفسير « 1 » خود آورده اينست كه حمد ومدح در
هامش
( 1 ) - جواهر التّفسير تأليف ملّا حسين واعظ كاشفي ، نشر ميراث مكتوب بتصحيح دكتر جواد عبّاسى ، 1379 شمسي .