تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
محمود در رحمانيّت وثناء ومجد حضرت حقتعالى دانسته است وغير از موارد فوق ؛ در ايقاع حمد برحسب مضمون ومقتضاء آن ، خداوند را محمود در ملك خود وصفات كمالى شناخته وگويد : حاملان عرش چهارند : دو حامل بدعاء : « سبحانك اللّهمّ وبحمدك ، لك الحمد على حلمك وبعد علمك » ودو حامل ديگر گويند : « سبحانك اللّهمّ وبحمدك ، لك الحمد على عفوك بعد قدرتك » . شيخ أبو على طبرسى در تفسير مجمع البيان « 1 » ؛ شكر را مختصّ به نعمت وحمد را بدون انعام بعبد دانسته ، بجز اينكه حمد در مواضع شكر هم واقع ميشود ولذا گويند : « الحمد للّه شكرا على المصدر ولو لم يكن الحمد في معنى الشّكر » وسپس اضافه كرده است : آنگاه كه حمد در موضع شكر واقع گردد ؛ پس شكر يعنى اعتراف بنعمت با نحوه‌اى از تعظيمى كه بقلب انجام ميگيرد ؛ در عين اينكه بزبان آدمي هم صورت مىپذيرد والبتّه بايد بزبان هم شاكر بود ، تا تهمت انكار وكفران را از بين ببرد ، وامّا مدح عبارت است از سخنى كه خبر دهنده از عظمت حال ممدوح بوده وبا قصد مدح كننده تحقّق يابد . سيّد هاشم بحراني در تفسير البرهان « 2 » خود ، از حضرت رضا عليه الصّلاة والسّلام نقل ميكند كه مردى به نزد أمير المؤمنين - صلوات اللّه وسلامه عليه وعلى أبيه وامّه وبنيه - آمد وپرسيد بمن از قول خداوند تعالى :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
را خبر ده تا بدانم كه تفسير آن چيست ؟ . آنحضرت فرمود : الحمد للّه آنستكه بندگان به برخى از نعمتهايى كه خدا بر آنان داده بطور جملي ويا علي الإجمال تعريف كنند ؛ زيرا بر شناخت مفصّل وجميع نعمتهاى الهى قادر نبوده ونخواهند بود ؛ بدين دليل كه نعم خداوندى افزونتر از آنست كه در حدّ شمارش وشناخت درآيد ؛ پس آنحضرت فرمودند بگوييد : « الحمد للّه على ما أنعم اللّه علينا ربّ العالمين » . رشيد الدّين ميبدى در تفسير خواجة عبد اللّه انصارى « 3 » معروف به « كشف الأسرار وعدّة الأبرار » گويد : « بدانكه حمد بر دو وجه است : يكى بر ديدار نعمت ، ديگر بر ديدار منعم . آنچه بر ديدار نعمت است از وى آزادى كردن ونعمت وى بكار بردن ، وشكر
هامش
( 1 ) - المجلّد الأوّل بتصحيح أستاذ علّامه شيخ أبو الحسن شعرانى ، كتابفروشى اسلاميّه . ( 2 ) - الطّبعة الثّانية . تهران چاپخانهء آفتاب . ( 3 ) - جلد اوّل ، بسعى واهتمام على أصغر حكمت ، چاپ دوّم ، ابن سينا 1344 شمسي .