اليهود » ولذا مغضوب عليهم در كريمه قرآني ، مقدّم بر ضالّين آمده وفىالواقع انتقام در تقدير اين آية بوده وهيچ انتقامى هم بدون غضب نيست . پس اوّلين ضالّ نصارى نبوده ويهود است وچون هر مغضوبى داراى ضلالت ميباشد ، وضلالت هم ناشى از كفران ؛ پس تقدّم مغضوب عليهم بر ضالّين عين بلاغت بوده وبديهي است كه سبب پيدايش غضب ، چيزى جز كفر وضلالت نميباشد ودر نتيجة ايندو نيز بنوبهء خود مستور در غضبند ، واگرچه دو جمله پيشين آية ، يعنى :
« أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ »
مفيد معنى استغراق كلّ است وهر مورد انعامى را شامل ميگردد ؛ وبايد جملهء
« غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ »
نيز از همين وصف بهرهمند باشد ؛ ليكن بدلالت آيات قرآني كه برخى از آنها مذكور آمد ؛ مشمولين غضب يهودند كه بعهد ذهني وبطور مستقيم بر آنها دلالت دارد ؛ ويا اگر مراد از كريمهء مزبور جميع گمراهان وضلالتپيشگان ، ومعصيتگاران از آغاز عالم تا فرجام آن باشد ، در اينصورت شاخصترين وممتازترين آنها قوم يهود است ؛ واين اختصاص كمترين منافاتى با شمول كريمهء ياد شده با عموم ضالّين وأهل غوايت از فرقههاى ديگر را ندارد ؛ چنانكه ضالّين نيز از همين وصف برخوردار بوده ؛ در ضمن استغراق كلّ وشمول عامّ آن بجميع گمرهان وغاويان از زمان حضرت آدم صفى اللّه عليه السّلام ، تا ميعاد ورستاخيز عامّ البلوى ؛ به مخصوصترين شاخص معيّن ضالّين ، يعنى نصارى هم بحكم عهد ذهني تعلّق ميگيرد ؛ وبالمآل با توجّه بدين معنى كه هر مغضوبى ، كافر نعمت ومورد انتقام است ، مشمول غضب الهى نيز بوده ودر اينصورت مقتضاى بلاغت در كلام ، تقدّم آن بر ضالّين ميباشد .