آمده وبصورت ربّ خود جلوهگر ميشود ؛ وبا اينوصف ، چون هرگز نميتواند بحقيقت جمعى وبلكه جمعالجمعى أو برسد ، هميشه زبان حال ومقام أو : « تعلم ما في نفسي ولا أعلم ما في نفسك ، إنّك أنت علّام الغيوب » خواهد بود . حاصل اينكه آن معرفتي كه بخداوند وأسماء وصفات أو براي كاملان ومقرّبان الهى فرآهم است ، مستفادّ از اخباريست كه خداوند تعالى از جانب خود بر بندگان عارف خويش ارسال كرده وهمين حكم در مشاهدات وادراكات ومعرفت بندگان ديگر نيز جارى بوده ودر مجموع قواى ظاهري وباطني آنان ملحوظ است ، وهيچ مخلوقى را نسزد كه بغيب حقّ آگهى يابد ، چه رسد بمرتبهء غيب الغيوب أو وبدين ملاحظه در كريمهء قرآني نازل است :
قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَالْأَرْضِ ، الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ
وآيهء :
ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَلا بِكُمْ ، إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ
وبدين دليل است كه خداوند تعالى تفكّر در ذات خود را بر انسان ممنوع كرده وفرمايد :
« يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ » *
ونيز وارد است : « إذا تمّ الكلام إلى اللّه فاسكتوا » وچون اين مرتبه از تحيّرى أعلى در حقيقت حضرت باريتعالى محسوب است ، از اين حيرت ميتوان بمرتبه يا درجهاى از ضلالت ممدوح وعرفانى نام برد ؛ وزبان خواجهء كائنات ومفخر مخلوقات أمرى وخلقي مترنّم بدين مقال است كه : « ربّ زدني تحيّرا فيك » ودر هر مقامي كه حيرت افزوده وضلالت در ذات حقّ زيادت يابد ، بنحويكه بكاملترين درجهء خود ، يعنى حيرت اندر حيرت رسد ، آن سالك از مقرّبترين بندگان خدا درشمار آمده ودر هر موقعيّت ومرتبهاى طالب ذات وصفات وأسماء وافعال خداوندى است .
بنابراين ، حيرت ناشى از جهل وضلالت منبعث از فقر ونقص وجودي است كه موجب انحراف از صراط مستقيم وسبيل اللّه گرديده ودر اينصورت هر متحيّر ومضلّى داراى استحقاق غضب وسقوط در ورطهء گمراهى ميباشد ؛ ولذا مخاطب بخطاب
« الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ »
وسرگشته در وادى جهل وضلالت كريمهء
« وَلَا الضَّالِّينَ »
گرديده ودر بعد بعيدى از حضرت حقتعالى مانده ومظهر اسم المضلّ ميباشند وبدين دليل از صراط مستقيم
« أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ »
بدور افتادهاند ، وبرعكس اين مرتبه ، صاحبان مراتب أعلى وممدوح در حيرت وضلالتند ، كه مورد تمنّا وآرزوى ديرپاى أكابر وبرگزيدگان ومقرّبان الهى بوده ؛ وتا أبد الآباد ، چه در دنيا وطبيعت وچه در مثال وبرزخ وچه در آخرت ونشئه وصول ، ظاهرا وباطنا ، طالب آن ميباشند ، وبدين ملاحظه حضرت