تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
انساني است كه مشمول رحمت عامّه وخاصّه بوده واين صورت مظهر ذات الهى با جميع صفاتش ميباشد كه در حقيقت همان اسم أعظم است ، وبهمين دليل رسول أكرم ( ص ) فرمود : « أوتيت جوامع الكلم » و « بعثت لاتمّم مكارم الأخلاق » زيرا آنجا كه عيساى مسيح - على نبيّنا وآله وعليه السّلام - كلمة اللّه است ، رسول معظّم ما ( ص ) كلمهء تامّهء الهى بوده وجامع حقايق موجودات وكلّ كمالات آنها ميباشد .

[ نظريه شيخ روزبهان در معنى رحمان ]

شيخ كبير ، روزبهان بقلى شيرازي در تفسير عرائس البيان « 1 » في حقائق القرآن خود در معنى رحمان گويد : خداوند باسم رحمان بر أولياء خود رحم ميكند وبتعريف نفس خويش براي آنان ، أولياء خود را به أسماء وصفات جلالي وجمالى ذات خود آگاه وشناسا مينمايد ، ولذا باسم رحمان جميع كرامات براي أبدال وصدّيقانش آشكارا شده واسرار مقامات بر أصفياء ومقرّبان حقّ آماده وظاهر ميگردد ونيز با اسم رحمان أنوار معارف الهى براي پرهيزگاران وعرفاء تجلّى يافته واين اسم خبر دهنده از آفريدن خلق وكرم أو بر جميع مخلوقات بوده ودر اسم رحمان حقّ ، آسايش أرواح موحّدان ومزيد سرور وشادمانى عارفان ونيز تربيت أشباح موجودات در جهان ونزهت دوستداران وبهجت مشتاقان وفرح عاشقان وأمان گناهكاران واميد ترسندگان است ؛ وبرخى از عرفاء گفته‌اند كه در اسم رحمان حلاوت منّت ومشاهدهء قربت ومحافظت حرمت ميباشد وابن عطا از عارفان بزرگ گويد : در اسم رحمان عون ونصرت حقتعالى است . امّا رحيم عبارت از موهبت خاصّ براي خاصّان بوده ومورد استناد لغزش‌گران ومسرّت أهل قرب است ؛ ورحمان مطيّهء رهوارى براي سالكان ميباشد كه با آن بمعدن عنايت حضرت حقّ ميرسند ؛ در صورتيكه اسم رحيم ريسمانى محكم براي مجذوبان است كه آنانرا بحجلهء وصل ميكشد ؛ ورحمان موجب امن از عقاب است ورحيم نفايس ثواب را بر مؤمنان ميرساند ؛ رحمان مفتاح مكاشفه ورحيم نردبام مشاهده بوده وباسم رحمان اسرار غيبى بر سالكان راه حقّ برگشوده وباز ميگردد وباسم رحيم گناهان آنان بخشيده ميشود ؛ وابن عطا گويد : در اسم رحيم الهى مودّت ومحبّت است ؛ وعارفي ديگر گويد : رحمان ورحيم ، هم بر مريد وهم بر مراد واقع بوده وبعبارت ديگر رحمان اسمى است براي مراد ، بلحاظ استغراق آنان در أنوار حقائق ، ورحيم اسمى است واقع بر مريد ، بجهت بقاء آنها
هامش
( 1 ) - طبع سنگى ، سال 1301 هجرى ، طبع دوم هند .