مغفرت وتخفيف عذاب در آخرت تعلّق دارد ؛ ورحمان موجب رحمت به بسط رزق ودوام آن در موادّ رزق است ، اگرچه انسان بعصيان گرايد ولذا هرچه عين ثابت أو اقتضاء كند ؛ در وجود ومايهء بقاى وجودش از رحمت رحماني برخوردار ميباشد ؛ ورحمت رحيمى عبارت از افاضهء كمالات اختياري ومورد رضايت جنّ وانس بوده وبدين دليل رحيم را اسم عامّ براي صفتي خاصّ ورحمان را اسمى خاصّ براي صفت عامّ دانند ؛ ورحمان را بصفت رحمت بر جميع خلايق ورحيم را در اعطاء رحمت بمؤمنان وتخفيف عذاب بعاصيان شناختهاند ؛ واز همين معنى است كه خداوند ، كافر را بصفت رحمت رحيمى ، بنعمت ديانت حقّه ورفق بدانها در تخفيف عذاب ومدارا ونصيحت بكردار وپندار نيك ، دعوت كرده است ؛ ليكن عاصى وكافر اين دعوت را برطبق اقتضاء عين ثابت واستعداد أزلي خود در حضرت علم ميطلبد وبهمان كمّ وكيف نيز نائل خواهد آمد .
در خبري كه از أمير المؤمنين علىّ عليه السّلام منقول است . فرمايد : خداوند در دين ودنيا وآخرت بر ما سهل گير وتخفيف دهنده ورحم كننده بوده وأو بتمييز ما از دشمنان ؛ ما را مورد رحمت رحيمى خود قرار ميدهد ؛ پس رحمت مزبور بمعناى رضاى در مقابل غضب ؛ مانند صورت رحمت رحماني بوده واين رحمت هم مادّهء رضا وغضب ميباشد ، وسبقت رحمت بر غضب ، هم در رحمت رحماني وهم در رحيمى محقّق است ؛ زيرا مراد از سبق مزبور تعلّق رحمت بمكلّفان برحسب اقتضاء فطرت آنان بوده ووجه تقدّم اللّه در بسملة بر رحمان ورحمان نيز بر رحيم ناظر بجامعيّت اللّه بر هردو ، ومبدئيّت رحمان بر رحيم ومرجعيّت رحيم است ، ولذا اگر حروف لفظي را از حيث بساطت آنها در برابر مراتب وجود عيني قرار دهيم ؛ الف از حيث بساطت اشارتى است بر مرتبهء وجوبي وباء بلحاظ نزديكتر بودن به الف در بساطت ، اشارتى بفعل حقّ ونقطهء زير باء اشاره به تعيّن فعل از حيث امكان ميباشد ، وبهمين دليل وارد است : « بالباء ظهر الوجود ، وبالنّقطة تحت الباء تميّز العابد عن المعبود » كه مراد از ظهر الوجود مشيّت است واز تميّز العابد عن المعبود ؛ امكان اوّل عقلانى بوده ، واينكه گفتهاند موجودات از باء بسم اللّه ظاهر آمدهاند ، يعنى همين مشيّت الهى كه همهچيز از آن خلق شده وخلق خود مشيّت نيز بنفس خويش ميباشد ؛ وجميع كتب آسمانى براي تصحيح نسبتهاى حقّى وخلقي نازل گرديده وايندو هم در فاتحة الكتاب جمع آمده وفاتحة الكتاب نيز در بسم اللّه الرّحمن
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 632
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٦٣٢