« تذكّراتى عرفانى در پيرامون دو اسم رحمان ورحيم »
بهمانگونه كه أسماء اللّه مظاهر صفات عيني وذاتي حضرت حقّند ؛ رحمت رحماني ورحيمى أو نيز مظاهر جميع صفاتند ورحمان ورحيم هم دو مظهر براي صفات نفسي خداوند درشمارند كه از رحم بكسر حاء مأخوذ بوده وبمنظور مبالغهء در رحمت بكار رفته است ؛ ولى در صورتيكه از رحم بضمّ حاء مأخوذ باشد ؛ رحيم ، صفت مشبّهه بوده ، با اين فرق كه رحمان عبارت از مبالغهء در رحمت است ؛ وبهمين دليل بيك حرف الف از رحيم بيشتر بوده وبمصداق : « زيادة المباني ، تدلّ على زيادة المعاني » قلمرو رحمت در رحمان وسيعتر از رحيم است ورحمت رحمانيّه اختصاص بچيزى بدون چيز ديگر نداشته وبجهتى بدون جهات ديگر تعلق نخواهد داشت ؛ ولذا رحمان از حيث رحمت برخلاف رحمت رحيمى است كه از جميع مخلوقات ، اختصاص به انسان داشته وچون غير انسان بصفت رحيم بودن متّصف نيست ؛ وداراى خشم وغضب هم نخواهد بود ؛ لاجرم هرگز بصفت رحمت رحيمى اتّصاف نخواهد يافت ؛ زيرا اين رحمت بگناهكاران تعلّق ميگيرد وبكسانى كه داراى غضبند وچون غضب وگناه از صفات انساني است ؛ بنابراين ، رحم وخشم در حيوانات وگياهان وعناصر ، بىمورد بوده وفرشتگان هم مفطور بقداست وعدم عصيانند ؛ ودر نتيجة مجراى شمول صفت رحمت رحيمى حقّ ؛ انسان است وبس واز همين معنى بايد دانستكه خود انسان هم ميتواند داراى صفت رحمت رحيمى بوده وكمترين ربطى برحمت رحماني ، بجز از حيث مشمول بودن آن نخواهد داشت ؛ پس انسان هم نظير موجودات ديگر ، مشمول رحمت رحماني بوده ومورد تعلّق آن ميباشد ودرعينحال ، هم مشمول رحمت رحيمى است وهم خود داراى چنين رحمتي نسبت بديگران است .
ليكن رحمت رحماني عبارت از افاضهء وجود بر كلّ أشياء وماهيّات امكاني وإبقاء وإكمال آنان بكمالات لايقه از حيث فطرى بوده واين رحمت عامّ ، جميع موجودات أمرى وخلقي ومجرّد ومادّى را فراگرفته ودنيا وآخرت را در شمول خود داشته وبحقير وجليل وصغير وكبير وانسان وغير انسان ؛ برحسب تقاضاى آنان واستعدادشان در أعيان ثابته تعلّق ميگيرد ؛ ولذا در خبر از معصوم عليه السّلام وارد است : « يا رحمان الدّنيا والآخرة ورحيمهما » زيرا حكومت اسم رحمان در دنيا وآخرت بوجود وكمالات آن متعلّق است ؛ در حاليكه رحمت رحيمى بعفو از خطا وعصيان در دنيا
و