الرّحيم ، وبسملة هم در باء وباء در نقطهء تحت آن وامام المتّقين وپيشواى عالميان أمير مؤمنان علىّ عليه الصّلاة والسّلام نيز باعتبار تعيّن اوّل امكاني حقّ ، همان نقطهء تحت الباء ميباشد وبدين دليل است كه فرمود : اگر تفسير سورهء فاتحة را بر هفتاد شتر بار كنم ، كم است .
بنابراين ، رحمت رحماني نعمتي است كه صدور جنس آن از عباد ومخلوق حقّ متصوّر نبوده وممكن هم نيست ، در صورتيكه رحمت رحيمى از عباد هم ممكن است ، ولذا رحمان اسم خاصّ خداوندى در رحمت وجودي وايجادى ميباشد وحال اينكه رحمت رحيمى بر حضرت حقّ وغير از أو هم اطلاق ميگردد ؛ ليكن صدور همين جنس رحمت رحيمى هم از خلق ، غير از آنستكه در حقّ وجود دارد ؛ زيرا هيچچيز خلق با حق قابل قياس نبوده وقياس ايندو مع الفارق است ؛ بدين دليل كه فرق رحمت خلقي با حقّى باندازهء فرق بين عابد ومعبود وخالق ومخلوق بوده وبنابر مفادّ ومضمون ضربالمثل : « ما للتّراب وربّ الأرباب ؟ ! » كه در ضربالمثل فارسي معروف است : « چه نسبت خاكرا را با عالم پاك ؟ » بايد گفت كه معصيت عالميان در قبال رحمت رحيمى حقّ ، بمقدار نوك سوزنى در برابر بىنهايت بوده ومتناهي در جنب نامتناهى فانى است وبا اينكه خواجهء كائنات وفخر موجودات ، حضرت رسول أكرم ( ص ) بمقام قاب قوسين أو أدنى نائل آمد ، واز آن وجود أقدس مرويست كه گفت : « أللّهم اجعل حساب أمّتى على يدي » امّا از خواندن نماز بر جنازهء ميّتى كه دو دينار دين از مسلمانى بر گردن أو بود ، امتناع فرمود ؛ در حاليكه از حيث مصداق رحمت رحيمى ، آن وجود نازنين ، رحمة للعالمين بوده وحضرت حقّ در حقّ أو گفت : « لولاك لما خلقت الأفلاك » ودر كريمهء قرآني نيز بخلق عظيم موصوف گرديد .
ملّا عبد الرزّاق « 1 » - أبو الغنائم - كاشاني در تفسير عرفانى خود بر قرآن حكيم ، در معنى رحمان ورحيم گويد : رحمان همان افاضهبخش وجود وكمال وجودي بر كلّ موجودات برحسب اقتضاى حكمت الهى بوده وقوابل بر وجه بدايت باحتمال آن مىپردازند ؛ ورحيم عبارتست از فيضبخش معنوي كه مخصوص بنوع انسان برحسب نهايت ميباشد ؛ ومعناى رحمان دنيا وآخرت ورحيم آخرت ؛ صورت كامل وجامع
هامش
( 1 ) - تفسير القرآن الكريم ، الجزء الأوّل ، دار اليقظة العربيّة ، الطبعة الأولى ، بيروت 1387 هجرى .