ميباشد .
امّا اسم رحيم در كلام اللّه العظيم ، در بسيارى از آيات با توّاب وبصورت :
« إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ » *
ودر بسيار ديگر با غفور آمده وفرمايد :
« إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » *
ودر برخى از كرائم الهى با اسم رئوف نازل بوده وآيات
« إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ »
و
« أَنَّ اللَّهَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ »
دلالت بر معنى مزبور دارد ، ونيز در مواردى بسيار هم با اسم العزيز بكار رفته وآيات :
« وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ » *
و
« تَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ »
حاكى از آن ميباشد . در يكى از كرائم قرآني هم اسم رحيم ، علاوهبر توّاب وغفور ورؤوف وعزيز ، با اسم البرّ بكار رفته وفرمايد :
« إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ »
ودر كريمهء ديگرى اسم ودود بعنوان صفت رحيم نازل بوده وفرمايد :
« إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ »
ليكن اسم رحيم در كتاب اللّه الحكيم بيشتر از جميع موارد با غفور ورحمان وعزيز وتوّاب استعمال گرديده است ؛ ودر هيچ آية وكريمهاى از كاربرد رحمان وخصوصيّت آن برخوردار نيست ، تا همانند رحمان از استخلاف اسم هو واللّه وربّ بهرهور باشد وبتوان آنرا بجاى أسماء مزبور بكار برد ؛ ودر نتيجة اگرچه اسم رحيم ، معرّف رحمت رحيميّه ؛ هم در دنياست وهم در آخرت ؛ امّا بقول أكثر مفسّران وجميع حكماء ؛ اينگونه از رحمت الهى بتوّابان ومستغفران در دنيا وتخفيف عذاب وعفو گناهكاران مؤمن ومسلمان در آخرت تعلّق ميگيرد والبتّه هيچگاه بجاى اسم رحمان مورد استعمال واقع نشده واحكام وخصائص آنرا ندارد .
پس اسم رحمان در هر مورد استعمالى در قرآن حكيم مساوى اسم اللّه وربّ مطلق وگاهى هويّت حق آمده است ؛ در صورتيكه اسم رحيم داراى اين خصيصه نبوده وبمعناى رحمت ورفق ووقف وشفقّت ومدارا وعفو از گناه وتخفيف عذاب واز اين قبيل أوصاف بكار رفته است ؛ والبتّه اگرچه صفت رحيميّت وراحميّت بجز در ذات حقتعالى در بندگان أو نيز موجود است ؛ چنانكه رسول أكرم ( ص ) بدين وصف موصوف بوده وخداوند تعالى آن حضرت را بصفت رؤوف ورحيم متّصف نموده وحتّى بندگان ديگر خود را هم بقول
« رُحَماءُ بَيْنَهُمْ »
بصفت رحمت رحيمى موصوف داشته است ؛ ليكن بين ايندو رحمت رحيمى - در ذات حقّ وعباد أو - به اندازهء تفاوت از خلق تا خالق وعابد تا معبود فرق وجودي وكمالى است ؛ وبا اينهمه رحيم وراحم صفتي عامّ بوده وبرخلاف صفت رحمانيّت حقّ است كه تسميه واتّصاف هيچ كس جز خداوند