شناسند ؛ كه به أنواع حيله وبهانهها در مقام تكذيب رسولخدا ( ص ) وكلام ودين اللّه برآمده ومانع از تبليغ شريعت حقّه وگرويدن خلق بديانت الهى ميشدند ؛ ومقلّدان آن شياطين نيز همانند مقتدايان وپيشوايان مغضوب وگمراه خود بدركات پست جهنّم رهسپار ميگرديدند ؛ وبالآخرة اين دعوىداران گزافهران ، زبان بلاف ودروغ گشاده وميگفتند :
« نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ »
وسرانجام جمعى كثير از مردمان جاهل وعوام النّاس را بسوى خود كشيده وبصدق كريمهء
« قَدْ ضَلُّوا ضَلالًا بَعِيداً »
سينهء آنها را مشروح بكفر نموده ومشمول كريمهء :
« مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً ، فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ »
گرديدند .
شيخ بهائى در « العروة الوثقى » « 1 » عقيدة دارد كه صفت غضب در جميع آدميان نيز وجود داشته وبجز ذات حقّ از غير أو هم صادر ميگردد ، وبر اين نمط تصريحات حق بوعده وتعريض أو بوعيد در آيات قرآني جارى بوده ودر كريمهء موردنظر هم نفرموده است : « لاعذبنّكم » وبهمين دليل بايد در آيات متضمّن عقاب ، بترجيح جانب عفو الهى پرداخت ؛ وگرنه در سورهء حمد ، بتكرار رحمان ورحيم مبادرت نميشد وچون رحمت أو بر غضب وى سابق است ، در كريمهء قرآني فرمود :
« غافِرِ الذَّنْبِ وَقابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقابِ ذِي الطَّوْلِ »
ودر بيشتر آيات صفت عقابرا در نهانگاه آرايههاى صفات رحمت پنهان كرد ؛ وامّا ضلال يعنى عدول از طريق مستقيم وسوىّ ، چه عمدا باشد وچه سهوا ؛ ولذا داراى عرضى عريض بوده وفروع وأنواع وشعبههايى بسيار دارد ، وبدين جهت از پيغمبر اسلام ( ص ) روايت شده است : « ستفرّق امّتى ثلاثا وسبعين فرقة ، وفرقة منها ناجية ، والباقون في النّار » ونيز بايد دانست راه راست ، در ميان دو نقطه واقع گرديده است ويكى بيش نيست ؛ وحال اينكه طرق كج ومعوج بسيار بوده وداراى حدّى نميباشد .
امّا تفسير
« الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ »
اشتهار بيهود دارد و
« الضَّالِّينَ »
بنصارى وچهبسا آنچه در اين معنى از نبىّ أكرم روايت شده : « من لعنه اللّه وغضب عليه » يهود باشد ومراد از آيهء :
« قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيراً »
در خصوص نصارى بوده ؛ وبرخى هم عقيدة دارند ؛ مغضوب وضالّ بودن بمطلق كفّار مربوط است وبعضي هم هر عاصى ومذنب وگناهكارى را مشمول غضب وضلالت شمارند ؛ وچهبسا كه
« الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ »
را بتوان جميع عاصيان ومخالفان أوامر ونواهى دين اللّه شمرد ، و
« الضَّالِّينَ »
نيز جاهلان
هامش
( 1 ) - محمّد بن حسن عاملي ، بوستان كتاب ، قم سال 1380 .