غلوّ مكنيد واز هوىوهوس قومي كه پيش از شما بوده وبگمراهى افتادند وبسيارى را نيز بضلالت گرفتار كرده واز راه راست منحرف شدند ، پيروى مكنيد .
از حسن بصرى منقول است كه خداوند تعالى با اينكه يهود را بمغضوب بودن اختصاص داده ، معالوصف از ضلالت خاصّ نصارى نيز بركنار نداشته است وضلالت بتمام معنى وحقيقت آن بر يهود مسلّم وواقع ميباشد ؛ چنانكه نصارى نيز با همهء اختصاص بضلالت ؛ هرگز از مغضوبين الهى جدا نمانده وبا داشتن صفت ضلالت ، مغضوب هم بوده وهريك از ايندو طائفه ، هم مغضوبند وهم داراى ضلالت ، بجز اينكه اختصاص هركدام بسمتى مشخّص گرديده واين معنى مانع داشتن هردو صفت مزبور نخواهد بود .
عدى بن حاتم از حضرت رسول ( ص ) نقل كرده است كه فرمود :
« الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ »
قوم يهودند و
« الضَّالِّينَ »
نصارى وترمذى نيز در صحيح خود همين روايت را آورده وأبو إسحاق ثعلبى به إسناد خود گويد : آنگاه كه پيامبر خدا ( ص ) أهل فدك را محاصره كرده بود ، كسى از آنحضرت پرسيد ، يا رسول اللّه ، اينان كه بمقاتله با شما پرداختهاند ، كيانند ؟ ؛ آن حضرت فرمود :
« الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ »
ميباشند ؛ سپس سائل پرسيد ، طائفه ترسايان چه كسانند ، حضرت فرمود : « الضّالّون » .
آنچه مسلّم ميباشد ، اينستكه دو قوم نصارى ويهود موجب سخط وغضب الهى بوده وچون خدا پيامبر هريك از اين دو قوم را فرستاده وآنها را بديانت الهى تبليغ كرد ، آنان بمقابلهء با رسولان خود پرداخته وبسختى وخسارات مالي وجانى بسيار بقبول دين أنبياء مبعوث تسليم شدند ، ليكن زماني چند نگذشت كه از دين خدا برگشته وتورات وإنجيل را تحريف كردند ودر آنها بنفع خود اختلاف افكنده وايندو كتاب را مخدوش وكم وزياد نمودند وقرآن حكيم از اين تحريف در كريمهء هود ، وفصّلت خبر داده وفرمايد :
« وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ » *
ودر آيهء ديگر نازل است :
« يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ » *
ولذا آنگاه كه قرآن برسول خدا ( ص ) انزال شد ؛ در مقام طعن وعيبجويى برآمده وگفتند : « ما يشبه هذا كلام اللّه » ونه همين با پيامبر اسلام بدشمنى وستيزهجويى پرداختند ، كه با بيشترين أنبياء نيز بمعارضه ومقاتله مبادرت كردند وكريمهء قرآني در سورهء آل عمران در اين معنى فرمايد :
« إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ »
وحتّى بدشمنى وكينهتوزى با مردمان پرداخته وآيهء