نازله در سورهء مائده ، ناظر وحاكى از اينگونه عداوتهاى يهود با صالحان ومؤمنان بوده وفرمايد :
« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا »
وبالأخره آنانكه عيسى بن مريم - على نبيّنا وآله وعليه السّلام - را آزرده وبر قتل أو مصمّم شدند وبر مادرش مريم بنت عمران نسبت ناروا داده واز هيچ آزار وايذايى دربارهء اينان وأنبياء ديگر كوتاهى نكردند ؛ اين قوم خبيث در طول تاريخ تا اين زمان از هيچ فتنه واستكبار وقتل نفوس وايراد بهتان وتهمت بر أنبياء اللّه ورسل الهى قصور يا تقصير نورزيده ودر حالحاضر نيز از كشتن وغارت أموال وهتك نواميس وحيثيّات مسلمانان جهان دستبردار نميباشند ؛ خذلهم اللّه تعالى في الدّنيا والآخرة جميعا .
امّا نصارى هم كه بضلالت منسوبند ، در عقائد سخيفه وخلاف عقل ومنطق خود پاىبرجا بوده وبمداومت وتصلّب ورسوخ در جهالت پرداخته وبنا بفرمودهء قرآن حكيم در سورهء مائده ، عيسى بن مريم ، كلمة اللّه التامّه ورسول بزرگوار الهى را به الوهيّت توصيف كرده وآن عبد اللّه را خدا معرّفى نمودند ، وكريمهء نازله در مسئلهء مزبور اينست :
« لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا ، إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ » *
واز فرط جهالت وغفلت وتعصّبات احمقانه نفهميدند كه
« مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ »
ولذا گاهى عيسى - عليه السّلام - را خدا ناميدند وگاهى پسر خدا ؛ چنانكه آيهء نازله در سورهء توبه فرمايد :
« وَقالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ »
وبا اينهمه هيچگاه در حقيقت توحيد بغور وتحقيق مبادرت ننمودند ، تا به ادّلهء عقلي ونقلي دريابند كه با نسبتهاى ناروا بحضرت مريم بنت عمران ، وفرزندش روح اللّه ، تا چه اندازه ظلم وافراط وتفريط روا داشته واز حقيقت بدور افتاده ودر ورطهء ضلالت غوطهور گرديدند ؛ وبدين معنى فاخر وبسيار بزرگ نائل نيامدند ، كه طبق كريمهء واقعه در سورهء آل عمران :
إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ
يعنى اى مريم پاك وآبرومند ، همانا خدا ترا به كلمهاى وجودي در مرتبهء أعلى بشارت ميدهد ، كه نام أو عيسى پسر مريم بوده ودر دنيا وآخرت از مقرّبان الهى است . بايد از نصاراى مضلّ ودر تيه ضلالت سرگشته وگمراه سوآل كرد ، آيا انصافا با عدم تعقّل در چنين مرتبهاى أعلى براي عيسى بن مريم - عليهما السّلام - وبا دادن نسبت نامعقول خدايى يا پسر خدا بودن بدانحضرت ؛ آيا بدان نازنين وجود أقدس ومقرّب الهى ظلم نكرديد كه أو را از مرتبهء استحقاقى وى ساقط نموديد ، واز درجهء نبوّت عزل كرده وبنسبت نارواى خدايى