ومتأخّر رسول أكرم ( ص ) را از حيث ذنب ارتكابي ندانسته وفقر ذاتي وذنب امكاني شناسند ، كه پيش از بعثت وپس از آن واقع است وامام أهل سنّت ، قشيرى صاحب تفسير صوفي موسوم به « لطائف الإشارات » آنرا ترك أولى از پيامبر أكرم دانسته است وبعبارت « حسنات الأبرار سيّئات المقرّبين » استناد كرده است ، وبعضي هم
« ما تَقَدَّمَ »
را گناه آدم عليه السّلام و
« ما تَأَخَّرَ »
را گناه امّت رسول بزرگوار اسلام دانند .
بارى ، رحمت امتنانى ذاتي ، همهء موجودات وأعيان أمرى وخلقي را فراميگيرد ورحمت مزبور در مقابل علم وعملي نيست ، ودر نتيجة هرچه مصداق شيئى باشد ؛ رحمت عام وذاتي هم بفضل واحسان پروردگار يكتا أو را فراگرفته واز كتم عدم بوجود محقّق خارجي موجود ميكند وإبليس وشياطين وفرعونان وكفّار وساحران بدين رحمت واسعه استظهار واستناد كردهاند . امّا حقّ اينستكه اگر عين ثابت انسان در حضرت علم ، مستدعى وقابل ايمان حقيقي گردد وخداوند نيز در مرتبهء فيض مقدّس آنرا بوجود عيني تشريف هستى بخشد ، ديگر هيچچيز بچنين ايمانى صدمه وارد نخواهد كرد ، ومع الوصف هيچ سالك وعارفي نبايد از علم وعمل باحكام شريعت حقّه وطريقت رحمت خاصّه وسوآل ودعاء وعمل بأركان واعتقاد بقلب خوددارى كرده وبه اتّكاء مغفرت الهى ، مرتكب كبائر وصغائر گردد ؛ وشيخ أكبر در « فتوحات مكّيه » ودر مبحث أخبار الهى گويد : بندهء خدا مرتكب گناهى شده وميداند كه خداوندى بخشاينده دارد ، كه أو را مىبخشد وبا اين علم دوباره گناه كرده وبغفران الهى يقين علمي دارد ؛ ولى درعينحال ميداند كه نبايد گناه كند وباز بدفعات بعدى هم مرتكب گناه ميگردد وباز هم بگناه وهم بمغفرت خداوند باقي ميماند . آنگاه خداوند بدو ميفرمايد : إعمل ما شئت فقد غفرت لك وملّا عبد الرّحمن جامى در اين مورد گويد : علم چنين بندهاى بگناه ومغفرت وادامهء آنها از قبيل رحمت امتنانى است كه مشروط بعمل نميباشد ، واز همين سان است مغفرت مترتّب بر ذنوب بندهء خدا ، ولى بين علم كسبى با وهبى فرق بسيار است ؛ وعلم بنده بمغفرت وكيفر گناه ، وهبى بوده ونه كسبى ، تا مشمول حديث قدسي مزبور گردد .