موجب سقوط هيبت أنبياء از قلوب امّت آنها وانحطاط رتبهء آنان در چشم مردمان دانستهاند كه اين امر بالمآل بعدم انقياد ولزوم فساد خلايق انجاميده ودر نتيجة منجر بترك صلاح گفتن خواهد گرديد ، كه اين نيز خلاف اقتضاء نبوّت ورهبرى وپيشوايى ميباشد ، امّا صدور معاصي صغيره آنهم بسهو يا بخطا وغيرعمدى أنبياء ، مورد تجويز اكثريّت معتزلي مذهبان بوده وبيشترين اشاعره نيز آنرا جائز ميدانند ؛ مگر صغاير خسيسه كه فاعل آنرا به أراذل واجلاف ملحق ميكند ؛ وبهمين دليل مرتكب آنرا بدنائت وخسّت موصوف ميدارد ؛ مانند دزديدن حبّه يا لقمهاى نان چه بعمد باشد وچه بسهو ، كه در هر صورت جائز نيست ؛ وجاحظ - عمرو بن بحر معتزلي كنعانى - صدور معاصي صغيره را بسهو از أنبياء جائز دانسته است ؛ وبجز ارتكاب صغائر خسيسه ، كه در سهو وعمد بودن آن فرقى قائل نيست ؛ وبسيارى از متأخّران معتزله بدين عقيدهاند ، وميتوان نظّام واصمّ وجعفر بن بشر را از آنها دانست ؛ امّا اشعرى مذهبان ، بصدور اين معاصي قبل از وحى وبعثت اهميّت نداده وعقيدة دارند كه معجزه دلالت وربطى بر امتناع كبائر نداشته وسمع وعقل هم حكمي بامتناع آن ندارد ، زيرا حكم نبىّ قبل از وحى با ديگران متفاوت نيست ؛ وحال اينكه أهل تشيّع صدور كبائر وصغاير وكفر وگناهان ديگر را چه بعمد باشد وچه بسهو وچه قبل از رسالت وچه پس از آن جايز نميدانند .
ادّلهء اشاعره در عصمت أنبياء پس از نبوّت ورسالت از كبائر بطور مطلق واز صغاير بطور عمد ، بوجوهى مختلف است كه ذيلا مورد تحقيق قرار ميگيرد : 1 - اگر از أنبياء گناهى سرزند ، هرآينه پيروى از آنان بر انسان حرام است ؛ زيرا أنبياء تبعيّت از گناهكار را حرام دانند ، پس چگونه ميتوانند ، هم مرتكب معاصي گردند وهم دعوى نبوّت ورسالت كنند ؟ ! ؛ وچون طبق كريمهء :
« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ »
پيروى از رسول أكرم مستلزم عدم ارتكاب شخص وى بمعاصى كبيره وصغيره ميباشد ، ولذا خود أو بايد مصداق حقيقت عصمت واقع گردد ، وگرنه پيروى از أو صحيح نخواهد بود . 2 - اگر أنبياء بمعصيتي مبادرت كنند ، فاسق ميشوند وشهادت فاسق نيز طبق آيهء :
« إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ ، فَتَبَيَّنُوا »
مردود است ؛ وچون لازم يا ردّ شهادت أنبياء باطل ميباشد ، ملزوم يا ارتكاب معاصي آنان نيز محكوم ببطلان خواهد بود 3 - اگر از أنبياء ورسل گناهانى صادر گردد ، زجر وعنف آنان واجب مىآيد ، ودليل اين امر ، وجوب امر بمعروف ونهى از منكر ميباشد ؛ وبدون شك زجر أنبياء نوعي از ايذاء بدانهاست كه