تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 1094

مساهمون:

ص١٠٩٤
معاصي ديگر كه به أنبياء منسوب گرديده ، داراى حكمتى خاصّ در القاء عدم كفر وارتكاب عصيان به انسانها ميباشد . آنگاه بيضاوى وشارح كتاب أبو الثّناء أصفهاني ، در مقام تعريف عصمت گويند : عصمت ملكه‌ايست نفساني كه صاحب آن از فسق وفجور ممتنع گرديده واين امر نيز متوقّف بر مثالب ومطاعن معاصي ومناقب طاعات وعبادات ميباشد وصفت عصمت در أنبياء تأكيدى است بر متابعت از وحى الهى بر تذكّر واعتراض بر صدور گناهان سهوى وعقاب بر ترك أولى وبرخى هم عصمت أنبياء را بر بودن آنان به حيثى دانسته‌اند كه بسبب خاصيّت نفوس آنها صدور گناهان از آن بزرگان ممتنع بوده ونفس وبدن آنان در عدم صدور معصيت در حكمي واحد ميباشد ؛ وگرنه هيچگونه استحقاق مدحي بر عصمت أنبياء تحقّق نمىيافت ؛ واگر اين هيأت نفساني عصمت از معصيت در نفس آنان راسخ نبود وبصورت « حال » نمودار ميگرديد ، ديگر بملكه موسوم نشده وبنام « حال » خوانده ميشد ؛ وبالأخره صاحب چنين ملكه‌اى نفساني وهيأتى راسخ ، ببدى معاصي وزيان فسق وفجور آگاه بوده وبرعكس بخوبى ومقبوليّت طاعات وعبادات يقين علمي دارد ، والبتّه چنين ملكه‌اى بمتابعت از وحى الهى بكار ميرود ، وحتّى ارتكاب صغاير از جانب أنبياء بسهو وخطا يا غيرعمدى هم مورد اعتراض بوده وترك أولى هم از آنان جائز نيست ؛ واگر بارتكاب ايندو مبادرت كنند ، مورد عتاب وتنبيه الهى قرار گرفته وامر بر آنان تنگ شده وبعصمت آن بزرگان لطمه وارد ميگردد ؛ ولى برخى بدو دليل عقلي ونقلي ، صدور صغاير را از أنبياء جايز دانسته وبدليلى عقلي گفته‌اند : اگر عصمت الهى مانع صدور معاصي از أنبياء گردد ونه ميل شخصي آنان ؛ ديگر فضيلت ومدحي براي آنها معنى نخواهد داشت ، وامر ونهى وثواب وعقاب نيز باطل خواهد شد ؛ وامّا دليل نقلي از قرآن حكيم ، آياتي همانند :
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ *
و
لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا
ميباشد ؛ كه اوّلى حاكى از صورت بشر بودن پيغمبر وجواز خطا بر بشر است ؛ نهايت اينكه پيغمبر أكرم ( ص ) بشرى است كه مورد وحى الهى واقع ميگردد ؛ ومعنى دوّمى اينستكه : اى پيغمبر نزديك بود ترا از آنچه كه ما بر تو وحى كرده بوديم منحرف كنند ، تا چيزى ديگر بجز آنچه را بر تو وحى كرديم بدروغ بر ما نسبت دهى ؛ وبالأخره بدين دو دليل عقلي ونقلي ، پيامبر أكرم ( ص ) وأنبياء ورسل ديگر جائز الخطا بوده وصدور صغاير غيرعمدى وبسهو از آنان جائز ميباشد ؛ چنانكه در كريمهء دوّم ؛ عدم ركون وميل پيغمبر أكرم ( ص )