تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 1092

مساهمون:

ص١٠٩٢
عصمت را ملكه‌اى نفساني در وجود پيامبر أكرم وسيزده معصوم ديگر دانسته‌اند ؛ واز نظر عقلي اين عصمت را در آنان صفتي امكاني ودر امكان هم مختصّ بعالم خلق دانند ونه همانند ملائكة صفتي ذاتي ودر حيطهء امر الهى ؛ وگرنه با تصوّر عصمت ذاتي ، نظير فرشتگان مصداق كريمهء :
« لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ »
بوده وامكان صدور افعال خطا ومعاصي وآثام وسيّآت از آنان سلب گرديده ودر نتيجة با ذاتي بودن صفت عصمت ، نميتوانند بصدور معاصي وصغاير وكبائر وحتّى به سهو يا خطاى عمدى پردازند ، ولذا صفت عصمت در أنبياء ورسل وائمّه عليهم السّلام ، امكاني خلقي بوده ونفوس آنان قادر بصدور سيّآت ومعاصي ميباشد ؛ ليكن چون هرگز ارادهء انجام دادن آنرا نكرده‌اند ، صفت عصمت براي آنان ، بصورت ملكه‌اى راسخ وغير قابل تبديل بعكس آن يا صدور معاصي وخطّيات درآمده وآنچنان در اعمال حسنه وطاعات وعبادات راسخند ، كه گويى عصمت ، ذاتي آن معصومين گرديده است ، وحال اينكه در صفات امكاني مانند تخلّق باخلاق اللّه ، برعكس يا ضدّ آنهم ممكن ميباشد .

« نظريّات متكلّمان در حقيقت معنى عصمت »

بعلّت لزوم تحقيق وافى وغور وبررسى كافى در مسئلهء عصمت أنبياء ورسل ومعصومين شيعه - عليهم آلاف التّحيّة والثّناء - وتكميل مبحث در آخرين فصل تفسير كريمهء موردنظر ؛ چون معنى ودامنهء شمول عصمت مورد اختلاف‌نظر متكلّمان سنّى وشيعي است ؛ ولذا هريك از ايندو نظريّه را در بخشي جداگانه آورده وبذكر ادّله وتحقيق در عقيدهء هريك مبادرت خواهد شد :

بخش يك - نظريّهء متكلّمان أهل تسنّن :

قاضى عبد اللّه بن عمر بيضاوى ، متوفّاى سال 685 هجرى ، در كتاب « طوالع الأنوار » « 1 » در فصل عصمت أنبياء گويد : جمهور أهل أديان قائل بعصمت آنان از كفر ومعاصي پس از وحى بوده وفرقهء « فضيليّه » از خوارج ، معاصي را بر أنبياء جائز دانسته‌اند ، وگروهى ديگر كفر را نيز در مقام تقيّه بر آنان جائز شناخته وگفته‌اند كه القاء
هامش
( 1 ) - طبع مطبعهء خيريّهء مصر ، ناشر عمر حسين الخشّاب سال 1323 هجرى .
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 1092 | غلامحسين رضانژاد