تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
حتّى اسم المنتقم يا القهّار والمذلّ وغيره را مورد سوآل ومخاطب نمايد ؛ مراد سائل رحمت عامّ ومطلق حقّ نبوده ومقصود وى از بكار بردن اسم خاصّ ويا أسماء جامعي نظير اللّه ورحمان وربّ مطلق ؛ رحمت خاصّ بوى بوده ونه عامّ الشّمول وفراگيرندهء كلّ ذوات ماهيّات وأشياء همانند رحمت واسعه ؛ وچون أسماء الهى دلالت بر مسمّايى ويژهء اقتضاء خود دارند ؛ واز سوى ديگر اقتضاء عين ثابت عبد داعى وسائل هم ، استدعاى وصول بكمالى معيّن برحسب استعداد وقبول خود ميباشد ؛ بنابراين ، اگر أسامي جامع حضرت حقّ را نيز مسؤول ومدعوّ خود قرار دهد ؛ خداوند تعالى بحكومت آن اسم مقتضى استدعاى عبد در أو ظهور كرده ومقصود ويرا برآورده ميسازد ؛ پس اگر بگويد : يا منتقم بمن رحمت كن ، مرادش تخفيف عذاب است ؛ واگر سوآل ودعا كند كه يا قادر ويا جبّار بمن رحمت كن ؛ مطلوب وى ، جبران ضعف وفقر وعجز بندگى بوده ، هيچ اسمى در مرتبهء ظهور اسم ديگر حكومت وسلطه ندارد ؛ مگر أسامي جامع ، ودر اينصورت نيز اقتضاى عين ثابت داعى وسائل ، خواهان ظهور حقّ بقدر قابليّت واستعداد در خود بوده ونه بيش از آن ؛ پس أسماء الهى دلالت بر حقايق آنها بمعانى مختلف داشته واز حيث دلالت نيز ، بهمان ذات مسمّى دليل ميباشند ، ونه بر حقايق أسماء ديگر ؛ ولذا داعى وسائل در سوآل ودعاء نظر بر ذات مسمّاى اسم مورد توجّه داشته ونه بر معنى ومدلول آن اسمى كه بخصوصيّت مدلول ومعنى از غير جدا بوده وبهمين معنى هم از أسماء ديگر الهى متمايز است ؛ واسم خاصّ مورد دعاى داعى در باور وى دليل بر ذات مسمّى ميباشد ؛ در مثل ، سائل يا داعى ، ذات خداوند را كه مسمّاى اسم الرّحيم است ، ميخواند ؛ ولى مراد أو از اسم مزبور ، رحمت مقيّده وخاصّه‌اى بوده كه در قبال رحمت عامّه وواسعهء رحيمى نميباشد ، ومنظورش رفع گرفتاريهاى مالي يا شرفى ويا بهبود بيمارى وى است ؛ ودر اينصورت اسم خاصّ مسؤول ؛ دليل بر ذات حقتعالى است ونه مدلول يا مسمّاى آن وبراي اثبات همين مسئله ، شيخ أكبر - محيى الدّين بن عربى - در بحث ذات وأسماء وصفات حضرت حقتعالى وارد شده ونظريّهء اشاعره را در زيادت صفات حقّ از ذات أو مردود دانسته است ؛ زيرا ميخواهد اثبات كند كه خصوصيّت صفت يا اسم ، در نظر وارادهء سائل وداعى مداخله‌اى ندارد وتوجّه وى بذات الهى است ونه خصوص مدلول اسم مورد ندا ، وچون هر اسمى معنى خاصّى دارد ؛ بنابراين ، بنفس خود از غير متمايز بوده واين امتياز ذاتي است ؛ چنانكه مدلول اسم المنتقم غير از الهادي بوده