اقضى الأصحاب والقضاة بودن أو جاى كمترين ترديدى براي هيچ مسلمانى نگذاشته است وأو در حمايت از نبىّ أكرم ( ص ) در ورطهء مهالك غوطهور گرديده ودر موقع شكستن أصنام ، پاى خود را بر شانه ودوش رسول خدا وعقل اوّل وحبيب أو نهاده ودر محبّت بحضرت رسول أكرم نمونهء أكمل ميباشد ؛ وپيامبر خدا جميع أصحاب ومسلمانانرا بموالات ومحبّت أو توصيه كرده واز دشمنى وبغض وى أكيدا نهى مىنمود وبالأخره در اينكه سراسر كتاب مناقب ؛ مشحون از فضائل ومناقب وشرافت ذاتي وعصمت وطهارت وتقوى وورع وقناعت وجود وصبر وتوكّل واحسان وشجاعت وعدالت وكرامت آن برگزيدهترين فرد عالم امكان ميباشد ، جاى كمترين ترديد وشبههاى نيست . آنگاه چگونه ميتوان چنين بزرگ مرد جامع ومسلمان كامل ومعصوم وبرگزيده را كه دوست ودشمن در عظمت أو متحيّر ومعترفند بعد از رحلت رسول خدا خليفه ندانست وبخلافت بىمايگانى زبون وجاهل ومشوب ومنصوب از چند تن عرب مغرض ، آنهم با تعدادى بسيار اندك ، تسليم شد ؟ ! .
بهروجه ، يكى از بزرگترين ننگهاى مورد ارتكاب آدميان ، كه عالمانه وعامدانه بدان مرتكب گرديدند ؛ تفضيل وترجيح مفضول بر فاضل وبلكه بر أرجح وأفضل است كه در مسئلهء خلافت ، پس از رحلت حضرت رسول أكرم ( ص ) بحدوث پيوست واين مفسّر ناچيز هرگاه كه بدينهمه ننگ وحقّكشى وجاهليّت ودنياپرستى وجهالت واستكبار وتظاهرات نفساني وضدّ حقيقت ومغضوب درگاه حضرت باريتعالى مىانديشم كه از نفس امّارهء گروهى خداناشناس وبىمعرفت وفاقد شخصيّت وجهلهء عرب ، در تضييع حقوق أهل بيت عصمت وطهارت - سلام اللّه عليهم أجمعين - رخ داده وبتحقّق پيوسته است ؛ در غمى جاودانه واندوهى جانكاه گرفتار ميشوم كه هرگاه بيادم آيد ، بارانى از سرشك خونين از ديدگانم جارى ميگردد .
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 1074
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص١٠٧٤