بخداوند تعالى پايان مىپذيرد ، ودر نتيجة جميع مسالك وطرق طبق كريمهء :
« إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ » *
بخداوند متعال راجعند ؛ ليكن صراط مستقيم در ايندو كريمهء قرآني ، كوتاهترين راهى است كه از اعتدال بين تشبيه وتنزيه بحصول پيوسته وخروج از حدّ مزبور ، عين دخول در افراط يهود وتفريط نصارا بوده ؛ از نخستين در آيهء مورد تفسير به غضب واز دومين بضلالت تعبير گرديده است ؛ ولذا خداوند متعال صراطي را براي امّت رسول گرامى خود ( ص ) برگزيد كه خير الأمور وأوسط آنها بوده ونام آنرا صراط مستقيمى نهاد كه بر نعمتخوارگان صدّيق وصالح وشهيد وراهيافتگان بارگاه هدايت وقرب خود رهنمونى كرده است ؛ وبه تعبير بهتر ميتوان اين صراط را طريق سابقان بخيرات دانست كه راستتر ونزديكتر از راه مقتصدان بوده وسبيل مقتصدان هم بنوبت خود ، بسيار بهتر از روش ستمگرانهء ظالمان ميباشد ؛ ليكن هر صراطي كه در شرايط وأوضاع وأحوالي خاصّ براي امّتى وملّتى نزديكترين راهها محسوبست ؛ براي امّت وملّت ديگر برحسب اقتضاء وشرايط وموقعيّتهاى قرب وبعد ، نسبت برسول وامّت ديگر فرق دارد ، وبالآخرة رسول خاتم وپيروان أو بايد از آخرين وعاليترين ونزديكترين صراط كه موصوف به استقامت ميباشد ، بهرهمند گردند ؛ واين طريق ، همان
صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ
است كه به ملّت احمدى وامّت فاخر وشريف محمّدى ( ص ) پيشنهاد گرديده ورهسپارى در آن ، عين هدايت بوده ورسيدن بدين هدايت نيز ، بموجب أعانت حقّ بر عبد خود ميباشد كه به استعانت از أو پرداخته است .
البتّه رهروان وادى صراط مستقيم ، در جادّهاى رهسپارند كه از پيش مورد تردّد ورفتوآمد سالكانى رهبر وواصلانى مهتر بوده وأنبياء ورسل وصدّيقان وشهداء وصالحان وسابقان بالخيرات ومقتصدان از همين راه رفته وبمقصد نهايى رسيدهاند ، ولذا سالك اين طريق در طىّ مسافت آن با فريق حقّ همگام بوده وعلامات راهنمائى آن رهسپاران وادى توحيد ومعاد ، در سبيل مزبور بوضوح ديده وخوانده ميشود ودر نتيجة هيچ سالكى در اين مسلك بر حقّ وشريف درمانده وگمراه نخواهد شد ؛ زيرا بجز علامات روشنگر ومبيّن موجود ، همسفرانى در اين طريق با سالك مزبور همگام وهممقصدند كه از توشهء توفيق وسلوك در غايت تطبيق بهرهور وبرخوردار بوده واز تجارب رهيافتگان پيشين وسالك نخستين كه در طىّ أسفار أربعة موفّقترين رهسپاران كوى توحيدند ؛ مستفيد بوده ودر هيچ منزل وموقفي درنمانده واز زاد راه ومركب