تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 1067

مساهمون:

ص١٠٦٧
بهروجه ، بايد دانست كه كريمهء :
صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ
تفسير كنندهء صراط مستقيم است وبقول علماء نحو بدل از آن ويا عطف بيان وتأكيد وتنصيصى است بر صراط مستقيم ، وبعضي از أهل تفسير استقامت علم شده را همان نعمت الهى دانند ، كه متنعّمان آن در سورهء نساء ، أنبياء وصدّيقان وشهداء وصالحان ميباشند ونظير اين كريمه است كه فرمايد :
وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ ، فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ
وبدين ملاحظه أبو جعفر رازي از ربيع بن انس نقل كرده است كه مراد از
« صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ »
أنبياء ورسلند ؛ وابن جريج از ابن عبّاس روايت كرده كه ايشان همان مؤمنانند وبرخى هم مصداق آية را مسلمانان دانسته‌اند ، وعارف كبير ومفسّر بارز وخبير ، شادروان سلطان محمّد گنابادى ، شاگرد فاخر وحكيم ، حاجّ ملّا هادي فيلسوف وعارف سبزوارى ، در تفسير « بيان السّعادة في مقامات العبادد » فرموده است : چون سلوك در صراط مستقيم انساني جز بولايت حاصل نمىآيد وولايت نيز همان نعمت حقيقي است كه اسلام بملاحظهء آن نعمت ميباشد ؛ پس خداوند متعال ، كريمهء
« صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ »
را بدل آن نعمت حقيقي ولايت قرار داد ، ولذا انعام انسان آنستكه خداوند هرچه ملايم با حقيقت انسانيّت اوست بوى بدهد ، وملايم انسانيّت نيز چيزى بجز نعمت ولايت نميباشد ؛ زيرا ولايت خارج‌كنندهء انسان از قوّه بفعل بوده وفعليّات انساني از مراتب ولايت وآثار صادره ولازمه از كمال آن است ؛ كه از عدالت وتوسّط در أمور حاصل ميگردد ؛ وهمچنين اعمال معيّن ديگر نيز باعتبار نعمت ولايت ، نعمت است ، ولذا از مولانا أمير المؤمنين وارد است كه بگوييد : « إهدنا الصّراط الّذين أنعمت عليهم بالتّوفيق لدينك وطاعتك لا بالمال والصّحة ، فإنّهم قد يكونون كفّارا وفسّاقا » يعنى صراطي كه بتوفيق در تديّن بديانت حقّهء خود واطاعتت به متنعّمان رهنمودى ونه بمال وصحّت جسم ، زيرا ايندو را كفّار وفاسقان هم دارند ؛ پس نعمتهاى ظاهري وصوري هم اگر بولايت مربوط گردند ، از مصاديق نعمت محسوب بوده وگرنه عين نقمت در شمارند ؛ زيرا در خروج از فعليّات انساني يا از ولايت كمك وأعانت داشته وهمچنين است فعليّات انساني پس از حصول ولايت ؛ در صورتيكه مسخّر شيطان گرديده واز تسخير رحماني خارج شوند ، كه در اينحالت نعمت آنها عين نقمت شده والبتّه بايد در نظر داشت كه متنعّمان بولايت ، هرگز پاى خود را از دايرهء حدّ وسط بين افراط وتفريط فراتر ننهاده ودر كلّ أمور ظاهري وجسمي يا باطني وروحي ، جز بعدالت يا حدّ متوسط در دو جانب افراط وتفريط نگراييده واز اين وصف خارج نميگردند .