رفع آن از ممتنعات ومحالات درشمار آمده وباوجود طفره ؛ هيچگاه وبراي هيچ عابد ومتحرّكى ، وصول وپيوستن بخداوند متعال ومظهريّت أسماء وصفات أو امكانپذير نميباشد .
بهمين ملاحظه است كه نخستين مبدء سير بصراط مستقيم در عالم تكوين ، هيولى است كه از آن ، بصورت وموادّ ومعادن ونبات وحيوان حركت ميكند تا آنگاه كه بنوازد انسان ميرسد وحركت استكمالى تكويني تا ابتداء بلوغ انسان بسنّ تكليف ادامه مىيابد ، ليكن از آغاز بلوغ ؛ حركت تكاملى در جهت كمال انسانيّت شروع گرديده ودنبالهء آن ادامه مىيابد ، تا از مراتب ملائك آنهم مرسلات أعلى ومجرّدات محضه درگذشته وداراى مظهريّت كاملهء أسماء وصفات ميشود ، وآدمي در جميع مراتب مزبور ؛ يعنى از سنّ تكليف طبق أوامر ونواهى وحلال وحرام ومكروه ومستحبّ شرع أنور باستكمال نفس ميپردازد وبا عبور از مراتب جمادى ونباتى وانساني وفرشتگى ، بقول جلال الدّين بلخى ، بجايى ميرسد كه ادراك آن در قوّهء واهمه نيز نمىگنجد ؛ چنانكه سروده است :
يا كرامى إذبحوا ، هذا البقر * إن أردتم ، حشر أرواح النّظر
از جمادى ، مردم و ، نامى شدم * وز نما مردم ، ز حيوان سر زدم
مردم از حيواني وآدم شدم * پس چه ترسم ؟ ، كي ز مردن كم شدم
نوبت ديگر ، بميرم از بشر * تا برآرم ، در ملائك بال وپر
بار ديگر از ملك ، پرّان شوم * آنچه اندر وهم نايد ، آن شوم
وز ملك هم ، بايدم جستن ، ز جو * كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
پس عدم گردم عدم ، چون از غنون * گويدم : كانّا إليه راجعون
بنابراين ، مبدء صراط تكويني ، عالم هيولى بوده ونهايت آن تا سنّ بلوغ آدمي است ؛ ودر اين هنگام ابتداى صراط مستقيم تشريعي با برنامهء تكاملى أنبياء ورسل وبويژه ختم پيامبران وخاندان رسالت - عليهم السّلام - آغاز ميگردد ، تا نهايت صراط مزبور كه بقول مولانا :
« إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
عين وصال معبود حقيقي ومعشوق سرمدي است ، چنانكه در كريمهء نازله در سورهء فاطر فرمايد :
« مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ ، فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً ، إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ ، وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ »
امّا در صورتيكه انسان از صراط مستقيم الهى در سير استكمالى خود بلغزد وبا خوى گرفتن بگناه وارتكاب معاصي از طىّ طريق