فصل پانزدهم در خاتمهء مبحث دعاء ومصاديق صراط مستقيم
نحوهء عقائد وباورها وپنداشت مردم در هر ديانت ومذهب وهر فرقه وطائفه از بتپرستان ومعتكفان معابد مختلفه اعمّ از زردشتى وبودائى وبرهمنان وهندوها وكليميان وعيسويان وشعب گوناگون آنها تا مسلمانان سنّى وشيعي وفرقههاى منشعب از اسلام ، در پيرامون دعاء متفاوت بوده وبلكه در ميان پيروان هر دين ومذهب ، نظر ورأى افراد آنها نيز با يكديگر مختلف ومتفاوت وبلكه متقابل ومتغاير بوده ، ليكن اكثريّت آنها را ميتوان در يك امر حقيقي متّحد دانست وآن عبارت از لزوم وتأثير وفوائد دنيوي واخروى دعاء ميباشد ؛ اگرچه در چگونگى أجابت آن بأهم اختلافنظر دارند ؛ ولذا عوام آنان ، مطلوب خود را در دعاء بعجله وشتاب از خداوند متعال خواهانند ، ودانشمندان وأهل معقول به آماده شدن وسيلهء وتهيّهء أسباب وقوع مطلوب دعاء عقيدة دارند ، وأهل معرفت حقّه دعاء را بخاطر ارتباط با حقتعالى دوست داشته واز مناجاة وترنّم با معبود خود در لذّتى دائم وزائد الوصف بوده وبقبول وردّ آن اهميّتى نميدهند ؛ وبقول جلال الدّين بلخى :
اى أخي ، دست از دعا كردن ، مدار * با أجابت ، يا رد آنت ، چه كار ؟ !
گر أجابت كرد آنرا ، بس نكوست * ور كند موقوف ، آنهم لطف اوست
عارف باللّه وعاشق ظهور أسماء وصفات أو در شخص خود ، نه خدا را بخاطر حوائج دنيوي ونيازها وخواستههاى جسماني ولذّات آن ميخواهد ونه براي مطلوب خود در دعاء ، ونيز دعاء درنظر أو چيزى جز ازدياد حبّ وعشق بخدا نميباشد ولذا ذات