تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 1021

مساهمون:

ص١٠٢١
سوآل ودعاء در تحقّق آنها معيّن نيست ؛ وبكلامي بهتر اينكه سوآل بر دو قسم است كه به عطاياى ذاتي وأسمائي مربوط بوده وحصول برخى از آن بطلب ودعاء ميباشد وبعضي هم بدون طلب وسوآل ، ومراد از سوآل ، خواستن بزبان است وبرخى بدون تلفّظ واستعدادي بوده ؛ ليكن عدم تلفّظ در سوآل موجب نميشود تا عطيّه‌اى بطور مطلق بحصول پيوندد ؛ وبدانگونه كه دعاء يا سوآل لفظي را اعتبار شرعي وعرفانى است ؛ طلب ودعاى استعدادي را نيز اعتباري حكمي وعقلي وشرعي ميباشد ودر كريمهء :
« ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ »
أنواع دعا وطلب را معيّن نكرده وبروجه اطلاق است ؛ وبسيارى از سوآلها ومطلوبات ادعيّه ، بزبان وتلفّظ نيست وتنها بصرف استعداد محقّق گرديده است . سوآل معيّن اينستكه بنده‌اى از خداوند تعالى عمر طويل وروزى بسيار بخواهد وبا آن چيزهاى ديگر را نخواهد ، مانند علم نافع وفرزندان ذكور وصالح وغيره ، وسوآل نامعيّن اينستكه از خدا مصلحت خود را بطلبد ، خواه در أمور لطيفه وخواه كثيفة ، مانند معارف وعلوم وثروت ومال ، ومثال أمور لطيفه نظير : « أللّهم ارزقني قلبا راضيا ولسانا حامدا وشاكرا ، وعينا باكيا » ودر مورد أمور كثيفة مانند : « أللّهم ارزقني مالا كثيرا » ونيز امكان دارد كه داعى در عطاياى ذاتي ، طعم عطاياى أسمائي ودر أسمائي مزهء عطاياى ذاتي را بچشد ؛ وبالمآل بايد دانستكه شيخ أكبر سه‌گونه سوآل را مطرح كرده كه عبارتند از : دعاء بزبان قال وتلفّظ ، كه از پشتوانهء حال ومعنوي بىبهره وبدون نصيب است ؛ وديگرى سوآل حالي بوده كه برگشت بسوآل استعدادي دارد ، زيرا حال متوقّف بر استعداد است ؛ بدين توضيح كه شخص سائل چيزى را ميخواهد كه برآوردن آن متوقّف بر استعداد صاحب آن ميباشد ؛ پس گاهى شخص سائل در حال صحّت است وگاه ديگر در حال مرض وايندو متوقّفند بر طبيعت صحيح ومريض ، وسوّمين قسم سوآل ؛ طلب ودعاء باستعداد ميباشد ؛ بدين معنى كه سائل چيزى را از حضرت حقّ بخواهد كه در أزل مقدّر ومعيّن بحدّى گرديده وطبيعت آن در علم الهى بهمان صورت مطلوب أو وجود دارد ؛ ودر عالم عين وخارج هم جز آنچه زبان استعداد أزلي آنان از خدا خواسته مقدّر نگردد . حقيقت اينستكه هيچ دعاء وسوآلى بدون لبّيك أجابت از جانب خداوند متعال باقي نميماند ؛ ليكن توجّه بدين نكته ضروريست كه برآوردن مطلوب در برخى از ادعيّه ، متوقّف بر تهيّهء أسباب وعلل بوده وبمصداق : « أبى اللّه أن يجرى الأمور إلّا بأسبابها » و
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 1021 | غلامحسين رضانژاد