حكمتى در اين امر وجود دارد ؟ ؛ كه تحقّق عين مطلوب دعاى بعضي از داعيان ، با أجابت آن از جانب خداوند تعالى يكى است ودر برخى ديگر با أجابت دعاء ، مطلوب وموضوع آن ، يا هيچ برآورده نميشود ويا بتأخير افتاده ودر زماني غير از آنچه داعى در تصوّر داشته اتّفاق مىافتد ؛ ويا اگر مطلوب خارجي دعاء برآورده ميگردد ، بر طبق آنچه مراد داعى بوده است ، نميباشد ، وبالأخره هريك از أمور مزبور را حكمتى درخور وشايسته است كه ذيلا مورد تحقيق واقع ميشود :
از پيش بايد دانست كه دعاء يا بزبان عضوى وفاقد حقيقت معنوي وباطني بوده واز روى صدق وصفا نيست ، ويا برعكس از كمال خلوص وحقيقت برخوردار بوده واز لقلقهء لسان بدور است ؛ ويا علىالاصول موافق با زبان استعداد ذاتي وعين ثابت انسان ميباشد ؛ ودر هريك از موارد سهگانه ، داراى حكمي جدا بوده ، وفىالمثل تأثير دعاء زبانى وبدون معنويت ؛ اگرچه از أجابت بمعناى لبّيك حقّ نيز بهرهمند است ؛ امّا فايدهء آن نصيب زبان بوده ودر اينصورت زبان دعاء اگرچه بصرف لقلقه هم بيشتر نباشد ، بهتر از زبان سكوت ويا غيبت ودشنام وتمسخر ديگران است ، والبتّه كمترين ترديدى در اين معنى نيست . امّا اگر دعاء داعى در جهت مطلوب وى حقيقي بوده واز هر ريب وريا وشوب وعيبى بدور باشد ؛ ضمن اينكه پاسخ حضرت حقّ در أجابت ولبّيك بدان حتمي وغير قابل ترديد است ؛ مطلوب داعى از دو حال خارج نيست ؛ يا تحقّق مطلوب در دعاء ، موافق با صلاح دنيوي واخروى داعى است ويا نه ؛ ودر صورت نخست ، يا موقع تحقّق مطلوب داعى در خارج فرارسيده است ، كه يقينا مطلوب أو برآورده ميگردد ؛ ويا زمان تحقّق عيني دعاء منقضى نشده ، وداعى چارهاى جز انتظار ندارد ، در اينحالت ، با فرارسيدن وقت وامكان تحقّق مطلوب ، موضوع دعاء براي داعى فرآهم وميسّر ميگردد ، وبقول شاعر :
چو پيش از وقت ، در كارى شتابى * ز جستوجو ، بجز حرمان نيابى
نشان ميوه ، پيدا نيست ، بر شاخ * ميفكن ، سنگ ، سوى شاخه گستاخ
امّا در حالت وصورتيكه تحقّق مطلوب عيني دعاء ؛ بمصلحت دنيا ويا آخرت داعى نباشد ويا علىالأصول موضوع دعاء منطبق با استدعاء بزبان عين ثابت داعى نبوده وأو در وجود علمي خود ودر مرتبهء مزبور آنرا از خدا نخواسته باشد ، بديهي است ، چون مطلوب از أزل مورد استدعاء علمي داعى نيست ؛ هرگز در عالم عين بتحقّق نخواهد