پيوست . در مثل بايد گفت : اگر زبان قال كسى اين باشد كه : « اللّهم ارزقني علما نافعا » ولى كلّ وجود أو غرق در جهل وعين ظلمت ناداني بوده وعين ثابت أو در وجود علمي الهى مستدعى علمي نافع نيست ، چيزى جز جهالت نصيب وى نشده ودر مظانّ علم موصوف واقع نخواهد گرديد ، واز همين قبيل است كسيكه درخواست زبان عضوى أو هدايت است ، ولى مطلوب وى در وجود علمي ضلالت باشد ، بديهي است كه دعاء چنين شخصي چون با استعداد واستدعاء أزلي وى منطبق نيست ؛ چيزى غيرگمراهى نخواهد بود .
[ أجابت دعا بر دو قسم است ]
امّا أجابت نيز بر دو قسم است : يكى أجابت امتثال ، وديگرى أجابت امتنان . نوع امتثال آن عبارت است از اينكه آنچه را حضرت حقّ از عبد خود خواسته ، فرمانبردار بوده وهمانرا بجا آورد ، وامتنان يعنى آنچه را خلق وعبد از حقّ ميخواهد ، با منّت ذاتي ولبّيك أجابت بدو ببخشد ؛ والبتّه أجابت عبد وخلق معقول وأجابت حقّ منقول است ؛ زيرا أجابت معقول را حجّت الهى در انسان عاقل تجويز وتصحيح ميكند وأجابت منقول از طريق الهام ووحى بر أنبياء وأولياء اللّه ميباشد ؛ وزمان دعاء وأجابت آن از نظر شيخ أكبر محيى الدّين بن عربى يكى بوده وقرب وريدى ومعيّت قيّومى حقّ با داعى وسائل ، مصحّح آنست ؛ پس حضرت حقّ در مقام مصلحت عبد ، أو را بدعاء برمىانگيزد ، ليكن اگر حصول مطلوب در دعاء بصلاح بندهاش نباشد ، حضرت حقتعالى سميع الدّعاء بوده وسمع أو عين لبّيك است ؛ امّا حصول مطلوب متوقّف بر مصلحت داعى ميباشد ، وبالآخرة دعاء يا بزبان قال است ويا بزبان حال ؛ در دعاء بزبان قال ، خلق وحقّ بأهم اشتراك دارند ، زيرا بقول مولانا جلال الدّين بلخى :
هم دعا از تو ، أجابت هم ز تو * ايمنى از تو ، مهابت هم ز تو
امّا أجابت دعاء بزبان حال هم كه مختصّ خلق است ، بر دوگونه ميباشد : يكى امتنان بر داعى وديگرى أجابت امتنان بر مدعوّ ؛ ولى امتنان بر داعى عين قضاء حوائج وبرآوردن مطلوب اوست ، وأجابت بر مدعوّ نيز ، يعنى ظهور عزّت حضرت حقّ به برآوردن حاجات ومطلوب داعى . محيى الملّة والمعرفة والدّين ، ابن عربى در « فصوص الحكم » خود در مورد سوآل ودعاء گويد : « ما يكون عن سؤال معيّن وما يكون عن سوآل غير معيّن » يعنى : بعضي از عطاياى الهى بوسيلهء طلب وسوال معيّنى است ، وبعض ديگر از عطاياى أو نامعيّن وغيرمعهود بوده واجمالي وكلّى ميباشد وبهمين دليل