فصل چهاردهم تحليل عقلي وعرفانى دعاء وأجابت وأزمنة وامكنهء آن
هيچيك از أديان جهان در مسئلهء دعاء به اندازه وكمّوكيف اسلام ومذهب شيعهء اثنىعشرى در تأسيس وتشييد مباني دعاء توصيه وسعى نداشته ودر انشاء ادعيّه وتعليم آن نكوشيدهاند ؛ وبهمين ملاحظه ميتوان فرهنگ دعاء را از ابتكارات وابداعات ائمّهء شيعه ( ع ) دانست ومضامين عاليه وعرفانى ادعيّهء آن معصومان را ، عصارهء يكتاپرستى ونقاوهء صفاى باطن وخلوص نيّت وتوحيد اخصّ الخواصّى آن بزرگواران دانست ؛ وبهمين مناسبت بهترين كتب ادعيّه وجامعترين آنرا موحّدان كامياب وعرفاء بزرگ تشيّع تصنيف وتأليف كرده وبسحرخيزانى عرضه داشتهاند كه در نيمهء آخر هر شب بقصد سير در مرسلات جبروتي ، خواب را بر خود حرام كرده وگشايش أمور خود را از نسيم سحر وأنفاس سپيدهدم طلبيده ولطافت وصفاى أفق دعاء را با همهء جهان مادّه ونشئه طبيعت معاوضه نميكنند وجسم عنصرى آنان همپرواز روح ، از خاكدان حقيرمايهء دنيا ، در ذروهء عروج ، بعوالم برين وملكوت أعلى ، ارتقاء مىيابد .
اين فرهنگ كه پرداختهء خاندان رسالت وپيشوايان عاليقدر مذهب تشيّع ميباشد ، در حقيقت از جوهرهء كتاب وكلام الهى مايهور است ، بطوريكه يكى از أسماء اللّه « مجيب الدّعوات » بوده ودر قرآن نازل است :
« إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ »
چنانكه در آيهء ديگر فرمايد :
« ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ »
ولذا با توجّه بدينكه حضرت حقتعالى خود را به أجابت دعاء وتحقّق عيني مطلوب در دعاء معرّفى كرده است ؛ بايد دانستكه چرا با أجابت آن ؛ موضوع مورد طلب داعى در عالم خارج برآورده نميگردد ، وبالمآل چه