تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 1016

مساهمون:

ص١٠١٦
پيامبر ( ص ) فرمود همين تصدّق وعمل خير موجب زنده ماندن تو از مرگ گرديد ، وسپس بدو امر فرمود تا هيزم خود را بگشايد وچون گشود افعيى در هيزم بود وحضرت رسول أكرم ( ص ) فرمود أو مأمور نيش زدن وكشتن تو بود ؛ ليكن صدقهء تغذيه فقير موجب رفع وتغيير قضاء در مقام نزول بقدر وتحقّق عيني آن گرديد ويهودي زنده ماند . پس در مقام اخذ نتيجة بايد معتقد گرديد كه مقدار عمر يهودي اگرچه كائن ومفروغ عنه بود ، ليكن بموجب كريمهء :
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
از مقدار كائن ومعلوم در علم حقّ تغيير نيافت وأفعى بسبب صدقهء يهودي بمأموريّت خود نپرداخت ؛ وبتعبير ديگر وجملهء بهتر ، عمر كائن يهودي ، تغيير نكرد وآنچه در علم الهى وكتاب أو مرقوم گشته بود عملي گرديد ودادن همين صدقه ونيش نزدن أفعى بسبب امر خير ورفع گرسنگى فقير موجب ادامهء زندگى وحيات يهودي تا زمان انقضاء عمر كائن وى شد ؛ واين معنى هم ربطى بعدم تأثير وبيفايده بودن دعاء بدرگاه حضرت حقّ را ندارد ، ودعاء بجاى خود وصدقه هم كه موجب قرب بخداست ، بجاى خود مؤثّرند وهيچيك جاى ديگرى را پر نميكنند ؛ ولذا اين دليل مخالفان نيز مردود ميباشد . برخى از مخالفان دعاء ، در مقام استناد باشعار مولانا جلال الدّين بلخى ، بدين بيت استشهاد كرده‌اند كه آنعارف سروده است :
من گروهى ميشناسم ، ز أوليا * كه دهانشان ، بسته باشد ، از دعا
مراد سرايندهء بيت اينستكه برخى از أولياء اللّه در مقام تسليم ورضا بقضاء وقدر الهى هستند كه چون در مراتب أسماء وصفات وافعال الهى ، بمعرفت تمام وكاملى دست يافته واز بواطن أمور وغيب امكاني آگاهند ؛ سرنوشت خود را در صحيفهء قضاء ولوح قدر ، عين حصول مطلوب خود بوسيلهء دعاء درمىيابند ولذا مطلوب در دعاء براي آنان از مصاديق تحصيل حاصل بوده وزبانشان از دعاء بسته است ، ولى اين معنى افادهء مفهوم عدم تأثير وبيفايده بودن دعا را نداشته وتسليم بقضاء علمي وقدر عيني ربطى بمعنى بدون اثر وبىفايده بودن دعاء ندارد ؛ وآنگاه كه خداوند تعالى در قرآن حكيم بالصّراحه حكم بدعاء واستجابت وأجابت آن از ناحيّهء خود كرده است ؛ ودر اين مقولة بلحاظ ايجاز واختصار از ذكر آنها خوددارى ميشود ؛ ديگر آوردن ادّله‌اى ناقص وناتمام ، بعدم فايدهء دعاء موردى نداشته وداشتن اين چنين عقايدى ، با مفادّ صريح آيات قرآني سازگار نبوده وحتّى قبول آن موجب نقض مفادّ كرائم الهى است كه از ناحيّهء