صدّيقان ومقرّبان اوست وبنده را با تغيير علم وارادهء الهى چه كار تا جز رضا بقضاء وقدر أو را بخواهد وبا دعاء ؛ تغيير آنرا از خداوند متعال طلب كند ؛ زيرا مورد طلب داعى اگر موافق رضاى حقّ است كه خودبخود فرآهم آمده واگر برخلاف رضاى أو ميباشد ، چنين بندهاى از مراتب ودرجات رضا بقضاء وقدر الهى بدور مانده وبمعرفت حقيقي نائل نيامده است ؛ وبتعبير ديگر داعى در مطلوب خويش بوسيلهء دعاء ، هواي نفس وخواهش خود را بر قضاء الهى ترجيح ميدهد ودر اينصورت نهتنها دعاء وى بصلاح أو نيست ، بلكه مظنّهء شرّ وفسادى هم در آن وجود دارد ، وبا اينهمه سوآل ودعاء عبد با مفادّ حديث قدسي منقول از رسول خدا ( ص ) مغايرت دارد كه از قول خداوند فرموده است : « من شغله ذكرى عن مسئلتي ، أعطيته أفضل ما أعطى السّائلين » يعنى كسيكه بياد آوردن من ، أو را مشغول از خواهش چيزى از من كرد ، واز ياد من بخواستهء خود نپرداخت ؛ بدو بسيار بيشتر از آنچه بسائلان داده شده است ، خواهم بخشيد ؛ وبالأخره با توجّه به ادّلهء مزبور فايده ولزومى در دعاء متصوّر نيست .
اخذ نتيجة وداورى در عقائد موافقان ومخالفان دعاء :
جميع ادّله وحجج وعقايد مخالفان دعاء ، با مباني وأصول شريعت حقّه وقواعد عقلي واخلاق عملي أنبياء كرام ورسل عظام مغايرت دارد وبا هيچيك از تأسيسات ديني وبرهاني سازگار نيست ؛ زيرا نصوص آيات وأحاديث حاكى از تأكيد امر بدعاء بوده ورسول أكرم آنرا مخّ العبادة معرّفى كرده است ؛ وهمهء أولياء اللّه نيز در مقام پيروى از رسل وأوصياء ؛ خود وديگران را ملزم به دعاء واستعانت از خدا كردهاند ، وفىالمثل حضرت ايّوب ، پس از آنهمه صبر در بلا ، زبان حال واستعدادش به :
« رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ »
بود ، وزبان حضرت زكريّا :
« رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً ، إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ »
بود وبهمين دليل فرشتگان ، أجابت دعايش را از حضرت مجيب الدّعوات بسمع دل وجان وبگوش هوش وى رساندند ، وبدو مژدهء تولّد « سيّدى حصور » وپيامبرى از صالحان بنام « يحيى » را دادند ، وزبان حال حضرت إبراهيم شيخ الأنبياء در دعاء خود ، جملهء :
« رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً »
بود ؛ چنانكه زبان حال وقلب حضرت موسى براي خود وبرادرش هارون :
« رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِأَخِي ، وَأَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ »
بود وزبان دل وروح سليمان نبىّ :
« قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ »
وزبان نوح نبىّ اللّه نيز :
« رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ