در خرابى ، گنجها ، پنهان كند * خار را گل ، جسمها را ، جان كند
آن گمانانگيز را ، سازد يقين * مهرها ، انگيزد ، از أسباب كين
پرورد ، در آتش ، إبراهيم را * ايمنى روح سازد ، بيم را
از سببسازيش ، من سوداييم * وز سببسوزيش ، سوفسطاييم
در سببسازيش ، سرگردان شدم * وز سببسوزيش هم ، حيران شدم
بنابراين ، داعى وسائل بايد بتهيّهء أسباب پردازد ، واگر بسعى أو فرآهم نشد ، از رحمت سببساز وسببسوز غافل نمانده ودست از تضرّع ودعاء باز ندارد .
مبحث دوّم ادّلهء مخالفان دعاء :
برخى از بزرگان وأرباب ملل ونحل در عدم لزوم دعاء واثر نداشتن آن به ادّلهاى استناد كرده وگفتهاند : 1 - مورد طلب در دعا وسوآل از دو صورت يا حالت بيرون نيست . اوّل اينكه مورد طلب در دعا امكانپذير است ، كه در اينحال بايد أسباب وعلل تحقّق آنرا فرآهم كرد وبا ترتيب صحيح مقدّمات ، نتيجة كه مطلوب داعى است ، فرآهم خواهد شد وديگر حاجتي بدعاء نيست ؛ زيرا ارادهء الهى اينست كه امر يا فعل ممكن الوقوع ، با تهيّهء أسباب ولوازم ونحوهء صحيح ترتّب مقدّمات براي اخذ نتيجة ، كه منظور داعى است ؛ فرآهم آيد وچون هيچ امر يا چيز ويا فعل وعملي از علم وارادهء حقّ خارج نيست ؛ پس نتيجهء حاصله از ترتّب صحيح مقدّمات ، بدون دعاء نيز به ارادهء حضرت باريتعالى تحقّق خواهد يافت . دوّم اينكه اگر حضرت حقتعالى وقوع امر يا فعل وعملي را اراده نكرده باشد ، هر مقدار وبا هر كيفيّتى كه سائل وخواهنده بدعاء پردازد ، موضوع دعاء وى در عالم خارج تحقّق وعينيّت نخواهد يافت ؛ زيرا خلاف ارادهء حضرت حقّ هيچ امر وموضوعي بوجود نخواهد آمد ؛ پس دعاء داعى از هر حيث وبهر مقدار وچگونگى بيحاصل وبدون نتيجة واثر خواهد ماند ؛ وبتعبير ديگر اينكه اگر ارادهء حقّ بوجود وظهور امر يا چيزى تعلّق نگرفته باشد ، تحقّق وموجود شدن آن محال است واگر ارادهء أو بدان امر يا فعل تعلّق يافته باشد ، آن امر يا فعل بدون دعاء داعى هم در عالم عين وخارج موجود خواهد شد وبالمآل تأثيرى در دعاء نيست .
2 - حضرت باريتعالى ، عالم بحقايق ودانندهء أسرار وبطون وغيب هر امر يا چيزيست ؛ وجميع أسرار ورازها ورموز وسرائر عالم آفرينش در علم ذاتي أو بوده وكمترين چيزى خارج از علم وى نيست ؛ وبهمين دليل در قرآن حكيم نازل است :
يَعْلَمُ