مقامي براي كسى قائل نيست ؛ چنانكه فرمايد :
قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ
يعنى : اى رسول من بگو كه پروردگارم ، قدر واهميّتى براي شما قائل نيست ؛ اگر دعاء وذكر ونياز ونمازى نداشته باشيد .
5 - چون بسيارى از ادعيّه را خداوند يكتا با سببسوزى وبدون واسطه باجابت ودر عين أجابت ، در عالم عين وخارج هم بتحقّق ميرساند ونيازى بواسطة نيست ؛ لذا توسّل داعى بوساطت يكى از أماثل الهى وأمثال أعلى لزومى ندارد ؛ ليكن چون بندگان خدا در عالم أسباب وعلل زيسته وبرآوردن مورد وموضوع دعاء آنها ، مستلزم تهيّهء أسباب وشرايط وإعداد علّتهاى واسطهء در تسطير است ؛ بنابراين ، بايد علاوهبر تحقّق أجابت از جانب حضرت حقتعالى ، أسباب وقوع موضوع دعاء را نيز فرآهم آورد ، مانند كسيكه ميخواهد در زندگى دنيا ودر بين مردم ، بمقامى دست يابد كه قانون ومباني وأصول حاكم بر آن اجتماع ، بدون تحقّق شرايط ومقدّماتى ، رسيدن بدان مقام را بعيد المنال نموده ويا امتحان ومقبوليّت نخبگان جامعه ، شرط نيل بدان ميباشد ؛ بديهي است كه داعى بايد علاوهبر دعاء صادقانه ، بتهيّهء أسباب وإعداد علل وايجاد شرايط آن بپردازد ، ودر تحقّق اين وسايط نيز بمسبّب الأسباب توجّه داشته وبداند كه : « إذا أراد اللّه شيئا ، فتهيّأ أسبابها » پس باز هم اتّكال واتّكاء بحضرت حقّ ، أصل تهيّهء أسباب بوده واين امر نيز طبق كريمهء قرآني است كه فرمايد :
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِيها ما نَشاءُ
و
مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَسَعى لَها سَعْيَها وَهُوَ مُؤْمِنٌ ، فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً
و
« ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً »
وبهمين شواهد الهى كه هيچ خواستهاى چه در دنيا وچه براي آخرت ، بدون سعى لازم در ايجاد وتهيّهء مقدّمات ، امكانپذير نيست ؛ مگر در مواقع ظهور وسلطهء ارادهء حقّ وعلم وقدرت أو ؛ كه در اينصورت حضرت حقتعالى با ظهور وحكومت اسمى از أسماء خود كه مناسب با مورد درخواست عبد ميباشد وبا سببسوزى وسببسازى ، علاوهبر أجابت نفساني دعاء ، عين وتحقّق خارجي آنرا نيز براي سائل وداعى فرآهم ميكند ، وشگفتانگيزتر اينكه از درد ، درمان ، واز شكّ ، يقين واز نقص ، كمال واز جهل ، علم واز قهر ، مهر وهمانند اين متقابلات را مىآفريند ؛ بطوريكه عقل وهوش بزرگترين حكماء وعرفاء را بتحيّر واداشته وبگفتار : « ربّ زدني تحيّرا فيك » برمىانگيزد ، وبقول جلال الدّين بلخى :
عين آن تخييل را ، حكمت كند * عين آن زهراب را ، شربت كند