انجام كار يا چيزى ، ودعوت بنجات وكفر وشرك بخدا ، وغيره نيز استعمال شده است كه برعايت اختصار از بيان آنها خوددارى ميشود .
بخش سوّم - معناى اصطلاحى دعاء
دانشمندان علم كلام ، دعاء را انشائى دانند كه بر درخواست وطلب چيزى بوصف تضرّع وزارى وخضوع دلالت كرده وفىالحقيقه سوآلى است از ناحيّهء أدنى از أعلى ، واز لحاظ علماء نحو ، عبارت از أمر يا نهيي است كه كوچكتر از بزرگتر ميخواهد ، والبتّه هرگز از فروتنى وخشوع خالى نخواهد بود ؛ وبهمين دليل در دعاء بايد مطلوب منه از طالب برتر بوده وبر أو تفوّق داشته باشد ؛ وبهروجه طالب بايد چيز يا امرى را از شخص مطلوب منه بخواهد ، وگرنه نميتوان سائل وطالب را از مسؤول عنه يا مطلوب منه تمييز داد ، وبطور اعمّ هم در أمور دنيوي مورد استعمال دارد وهم اخروى ولذا داعى وسائل ميتواند با دعاء وسوآل خود ، منافع دنيا وآخرت خود را از حضرت حقتعالى درخواست كند ؛ و « دعوت الشّيئى أدعوه دعاء » حاكى از همين معنى اصطلاحى دعاء است كه از معناى لفظي ووضعي خود بدور نيفتاده وداعى بايد با استعانت از خداوند متعال واظهار نيازمندى واعتراف بناتوانى خود وقبول سمت عبوديّت وتحقّق بندگى وفقر ذاتي ، در هر مطلوبى از طريق سوآل ودعاء بدرگاه حضرت حقتعالى بهدف ومنظور خود برسد ، ودر معنى دعاء ، ستايش ونيايش خداوند متعال وغناي ذاتي ومطلق أو مندرج بوده واستعانت وخضوع وزارى عبد نيز ، مندمج ميباشد .
بارى ، دعاء وتسبيح ، زبان استعداد هر آفريده وموجوديست كه از مبدء وجود وخالق هر بود ونمود بموجوديّت وظهور پيوسته ؛ وبهتر وبزرگتر ومطمئنترين وسيلهء ربط عبد با خداوند يكتا ، در مقام عرض نيازهاى خود از حضرت ربّ الأرباب ميباشد وبدين جهت در نمازهاى واجب ومستحبّ بر هر بندهء عاقل ومكلّفى رواست كه با گفتن
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
بدين فريضهء الهى پرداخته وبفقر ذاتي خويش در مورد عرض هر نيازى بدرگاه معبود بىهمتا معترف گردد ؛ وبداند كه در هر گرفتارى آنچه مسبّب نجات از هر حادثه وپيشآمد نادلخواه وشوم ميباشد ، همين زبان دعاى عبد است وبس ؛ ولذا دعاء چه در معنى وضعي ولغوى وچه در معنى اصطلاحى وكلامي عبارت از خواندن وخواهش كوچك از بزرگ حقيقي بر وجه متضرّعانه وزارى وطلب
و