فصل دوازدهم تحقيق در معنى صراط در قيامت كبرى
صراطي كه محلّ عبور انسان بوده وخداوند ، گامهاى آدمي را بر آن استوار ميكند تا به بهشت برسد ، صورت هدايتي است كه نفس انساني بقوّهء خلّاقهء خود ، از مادّهء اعمال قلبي وبدني ، آنهم بهدايت حضرت حقتعالى در همين عالم ساخته ، ليكن در موطن دنيا نميتوان آنرا بصورت حسّى مشاهده كرد ؛ ولى در رستاخيز عام وقيامت كبرى كه نشئه آخرت بوده وشهود آن در ديدگاه أصحاب بصيرت در همين دنيا نيز امكان دارد ، آن جسر محسوس يا پل ، براي آدمي در متن دوزخ كشيده شده وبخوبى آنرا احساس ميكند ، امّا نهايت شهود حسّى آن وغايت عبور از صراط مزبور تا در بهشت است ؛ وهركس صراط خود را در قيامت وبر متن جهنّم بهبيند ، بخوبى درمىيابد كه پل مزبور را خود ساخته وبناى آن از مادّهء اعمال ونيّات وعقايد أو در موطن دنياست ؛ وبطور كامل ودقيق ميفهمد كه صراط اخروى از آتش طبيعتي كه سايهء حقيقت خودش ميباشد ؛ بر متن جهنّم كشيده است وأو آنرا با چشم سر در دنيا نميديده وشعلهء آن از همين لهيب شهوات ونفس حيواني زبانه ميكشد . پس انسان كامل وسالك إلى اللّه ، بنور ايمانى مهتدى است كه آتش جهنّم را خاموش ميكند . سپس بايد دانست كه منزلگاه آخرت پس از تحقّق رستاخيز كبرى وقيامت قرار دارد كه جاى عمل وهيچگونه تكليفي نبوده وتنها موطن پاداش عمل وجزاى كردار وعقايد است .
بنابراين ، براي هر انساني دو صراط وجود دارد : يكى صراط وجود ، وديگرى صراط توحيد وايمان بوحدت حقيقت حق ، ومشرك را گامى بر صراط توحيد نخواهد بود ، در