عبادي در طول عمر أو بخدا برساند ؛ وآنگاه كه اين انسان بكتاب واحكام وفرمانها وأوامر ونواهى الهى عمل كند ، وبسيرت أنبياء ورسل وأوصياء وأولياء مقرّبين داراى نيّت خالص وگفتار وكردار نيك باشد ، بسرعت كمالى خود از حيث تكويني وغريزي وجبلّى مىافزايد ودر كوتاهترين مدّت بجايگاهى قدم مىنهد كه بجز خدا نداند ونهبيند ؛ ودر صورتيكه بحركت توسّعى وتشريعي خود عمل نكند وبالعكس در معصيت وشقاوت راسخ گردد ؛ با اينكه حركت جوهري أو باقي بوده وبفطرت ذاتي خود متحرّك است ؛ مانند حيوانات ودواب وبهائم بوده واز امتيازات واختصاصات انساني خود بهرهاى نخواهد برد ودر نتيجة از حيوانات پستتر ونسبت بحقّ در بعدى بسيار بعيد واقع ميگردد كه حيوانات وبهائم ودواب فاقد آنند ؛ وبتعبير ديگر حدّ وجودي واقتضاء كمالى حيوانات ، تشأّن بشؤون وتقرّب بخدا همانند انسانها نبوده واضافهتر اينكه أديان الهى وشرايع آسمانى براي آنها نيامده وهيچيك ملزم به أطاعت از أوامر ونواهى موجب قرب وبعد از خداوند متعال نميباشند ، واگر اين امتياز وسعادت حركت ارادى وعبادي وأوامر ونواهى از آنها مسلوب است ، برخلاف انسان ، از موازين فطرة اللّه نيز تجاوز نكرده وبرحسب جبلّت فطرى وذاتي خود ، بگناهانى نظير زنا ولواط وقتل همنوع وخيانت در امانت وغيبت وبهتان وافتراء ودروغ وغيره كه از كبائر محسوبند مرتكب نگرديده واز آندرجه ومرتبهاى كه مفطور بدانند تنزّل نكرده وساقط نميشوند ؛ ليكن انسان اگر باوجود حركت جبلّى وذاتي وجوهري ، بحركات عبادي توسّعى وارادى ومقرّب بحقّ نيز بپردازد ، بجايى ميرسد كه از حدود أوصاف خارج گرديده وبكمال سعادت دو جهانى فائز مىآيد ، ودر صورتىكه با داشتن حركت ذاتي وجوهري ، توجّه والتفاتى بقوانين الهى واحكام وأصول وفروع تكليفي شريعت وديانت حقّه نكند ، بازهم همسان وهمانند هيچ حيواني نبوده ودر تنزّل وسقوط از جميع حيوانات پستتر ميباشد ؛ زيرا خداوند بحيوانات ودواب ، تكليف شرعي وديني مقرّر نكرده واز جنس آنان پيامبرى با كتاب براي آنها نفرستاده است ؛ تا ملزم بعمل واجراى دستور وفرمان رسل مبعوث از جانب خدا باشند ؛ پس با توجّه بعدالت الهى ؛ هرگز خدا از حيوانات بدون عقل وقوّهء تشخيص خير از شرّ ونيك از بد وعدم ارسال رسل وكتب بر آنها ، به تكليفي شرعي هم ملزم نخواهند بود ؛ در حاليكه اگر انسان بتكاليف موردپسند عقل وبحكم حضرت حقّ ، هرگز اعتنائى باحكام ومقررات وقوانين الهى ننمايد ، نه
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 992
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٩٩٢