تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 998

مساهمون:

ص٩٩٨
باز اگر بپرسند كه اين تفاضل وتخالف در أصل فطرتها وغرايز وعدم تساوى در شرف وخسّت چرا واقع شد ؛ وبراي چه انسانها در صفا وكدورت وسعادت وشقاوت ، مبرور ومحرومند وسبب تفاوت در اين قسمت از خزانهء غيب وزيادت ونقصان در نصيب از رحمت الهى از چيست ؟ ؛ ونيز چرا به بعضي از مردم حيف وجودي واقع ميشود ، در حاليكه همه محتاج برزق وقسمت خداوندى هستند وحضرت حقتعالى خود را طبق كريمهء :
« وَما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ »
عادل معرّفى كرده است ؟ ؛ در جواب بايد گفت ، اين اختلاف واقع در وجود وكمالات وجودي آدميان از حيث شريف وأشرف وخسيس وأخسّ بودن آنان بجعل جاعل وتأثير مؤثّرى نبوده ، ووجود علمي هر موجودى پيش از خلقت وتحقّق عيني در خارج ، هرچه را از خدا برحسب اقتضاء وجود واستعدادش استدعاء نمود ودر مرتبهء عين ثابت يا صورت علمي خود در حضرت علم از خداوند عادل درخواست كرد ، حضرت حقتعالى عين همان مورد استدعاء واقتضاء وجودي آن صورت علمي را بدو اعطاء كرد وكمالات يا صفات نيك وبد مورد عطاء حقّ ، بر طبق درخواست وبر وفق تقاضاى ذاتي آنوجود علمي محقّق گرديد وبقول ملّا عبد الرحمن جامى ، عارف معارف حقّه وجامعترين دانشمند وأديب قرن يازدهم هجرى :
چون قوابل ، نقاب بگشودند * مستعدّان ، سوآل فرمودند
طلب فعل نيك وبد ، كردند * هريكى ، فعل خود ، بخود كردند
گر در آتش روند ، ور در آب * خود طلب كرده‌اند ، هان درياب
از سوى ديگر اگر وجود اشرف وأخسّ وكامل وناقص وشديد وضعيف وعالم وجاهل وغنىّ وفقير ووجودهاى متقابل ديگر نبود ؛ نظام أحسن وترتيب مخلوقات وامر صلاح در طبايع لطيفه وغليظه وتمشىّ أمور پديد نيامده وآفرينش ابتر وناتمام مانده ونظام عالم باطل ميگرديد ، وهرج ومرجى در خلقت ايجاد ميشد كه عين ظلم وجور بود ؛ زيرا عالم خلقت تنها با خلق موجود ومخلوق اشرف وكامل صحيح نبوده وهمچنين با آفرينش موجودات خسيس وناقص ونيز با آفريدن موجودات متساوي هم ، ناقص مىنمود ؛ پس بقول امام محمّد غزالى : « ليس في الإمكان أبدع ممّا كان » يعنى در عالم امكان بديعتر از آنچه كه هست ممكن نيست ؛ ولذا هم پشّه در وضع فطرت وجبلّت ذاتي خود ، درست ودر جاى مختصّ بخود خلق شده است وهم فيل ؛ وبقول
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 998 | غلامحسين رضانژاد